و

وحیدواضع

@taha2020 · ۸ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

ღtvf7ღ ۱۳ سال پیش
جوک

چند مدت پیش قرار شد بریم مشهد
خب،مثلا فرض کنیم جمعه میخوایم ساعت6 صبح راه بیفتی�
عاغا خوابیدم که فردا راه بیفتیم بریم،سر صبح دیدم
یکی هی صدام میزنه،هر کاری کرد بیدار نشدم،بابام بود،با هزار بدبختی بییدارم کرده میگم بابا خب شما خودتون اماده بشید بعد بیاید منو بیدار کنید،
میگه بچه تازه ساعت4.5صبحه،بیدارت کردم بگم هنوز1.5ساعت دیگه وقت داری
میتونی راحت بخوابی
بنظرتوم من چیکار کنم؟
بلند شم سرمو بزنم به دیوار(که نه نمیشه درد میگیره)
گریه کنم(که بازم نمیشه مثلا بزرگ شدم)
شما بگید من چیکار کنم؟
پدر به فکره من دارم؟

ღtvf7ღ ۱۳ سال پیش
جوک

دم عید اومدیم خیر سرمون کمک کنی�
4پایه رو برداشتیم رفتیم بالا(ارتفاع3متر)
داشتیم شیشه هارو پاک مکردیم.بابام یه سری وسایل تو دستشه و میاد که بریزشون تو حیاط
عاغا اومد تلق وسایلارو کوبید به 4پایه حامل ما
از ارتفاع3متری افتادم وعین تخم مرغ سوخته کف حیاط چسبیدیم و دستمون شکست
بلند شده بجای این که بگه:اخ ببخشید،چیزیت نشد،ببرمت درمونگاه
اومده یه پس سری مارو میزنه میگه،بچه تو عمرت کمک نکردی،حالا یه بار اومدی کمک مثل بچه ادم برو اون شیشه رو پاک کن که اینجور نشه،حالام من حال ندارم،خودت عشق ماشین سواری هستی ماشینو بردار برو درمونگاه دستتو گچ بگیر زود بیا بقیه شیسه رو هم پاک کن
شما بگید،فک و فامیله داریم؟

ღtvf7ღ ۱۳ سال پیش
جوک

با دوستم رفتیم ساندویچی،بدون اینکه نظر منو بپرسه بندری تند سفارش داده،منم مجبور به خوردن ساندویچ تند تند شدم.
اولین گاز هیچ دومین گازو که زد�
اشک از چشام اومد پایین
دوستم میپرسه از تندیش اشکت در اومد؟
گفتم:پــَ نــَ پــَ دلم واسه اون جونوری که کشتن کردنش مواد اولیه این ساندویچ سوخته
میگه :پــَ نــَ پــَ و کوفت،چه طرز حرف زدنه؟
میگم ناراحت شدی وسط غذا خوردن اسم جونور اوردم؟
میگه:پــَ نــَ پــَ از اینکه داغ دلمو تازه کردی ناراحت شدم

ღtvf7ღ ۱۳ سال پیش
جوک

با کلی ذوق و شوق رفتم واسه نامزدم یه شال خوشکل خرید�
کاغذ کادو و روبان و خلاصه همه چیزش توپ توپ
اوردم میگم عزیزم تولدت مبارک باشه،اینم کادوت
بازش میکنه،وقتی رنگو طررحشو میبینه میگه
اَاَاَاَیییییییییییییییی این چیه خریدی؟
این که انگار پس زمینه مستند راز بقا
یکی نیست بگه عوض دستت درد نکنه بود؟
نه،خدایی فک و فامیله ماداریم؟