طوطی وكلاغ هردو سياه بودندطوطي اعتراض كرد و زيبا شدكلاغ به رضاي خدا راضي شدحال طوطي درقفس است وكلاغ آزاد؛چه زيباست راضي بودن به رضای خدا
@Miniator · ۱۹۲ امتیاز
★★★☆☆ ۲ از ۵ (۶ رأی)
طوطی وكلاغ هردو سياه بودندطوطي اعتراض كرد و زيبا شدكلاغ به رضاي خدا راضي شدحال طوطي درقفس است وكلاغ آزاد؛چه زيباست راضي بودن به رضای خدا
دوستان همه ميان واسه خواننده مورد علاقشون لايك ميگيرن ولي تا حالا طرفداراي سروش لشكري(هيچكس) رو نديدم.كوجايين شما پرچمو ببرين بالا ببينم چند نفريم.
(عاشقم،عاشق حرف كم ولي تاثير گذار)
دل من گم شد! اگر پيدا شد/بسپارید به امانات رضا
یا اگر از تپش افتاد دلم/
ببریدش به ملاقات رضا
از رضا خواسته ام بگذارد/كه همه عمر غلامش بشو�
همه گفتند محال است ولی/دلخوشم من به محالات رضا(ع)...
بعضی هارا هرچقدر هـم که بخواهی ؛“تمام” نمی شوند.همش به آغوششان بدهکار میمانی ! سکوتشان خالی میکند دل آدم را …آرامش صدایشان را کم می آوری !هر دم هر لحظه “کم” می آوریشان …آخ که چقدر کم دارمت
اگر دبير شيمی بودم از اشک چشمت محلول محبت می ساختم.اگر دبير زبان بودم با زبان بی زبانی ميگفتم عاشقتم.اگر دبير رياضی بودم انتهای سخت ترين فرمولها را به عشق تو ختم ميكردم و اگر دبير دينی بودم ثابت ميكردم بعد از خدا فقط تو را ميپرستم اگر دبير ورزش بودم ميبردمت تو حياط ١٠ دور تو زمين ميدواوندمت تا اينقدر الكي خوشحال نشي.
اي خاطره كه ميگم خععلي واسم درد آوره
همسايه بغلي ما يه درخت انجير داره تو حياتش كه بغل ديواره يعني وقتي من ميرم بالاي ديوار خودمون ميتونم از انجيراش بخورم عاغا پارسال من رو ديوار نشسته بودم انجير ميخوردم كه يه سنگ بهم خورد از ديوار افتادم پايين بعد يه صدا از اون طرف ديوار اومد كه گفت اگه يه بار ديگه بياي انجيرامونو بخوري با تير ميزنمت!!
بله اون كه منو زد گودزيلاشون بود الانم انجيراشون رسيده ولي ميترسم برم بخور�
آخه اينم گودزيلا انجير دوسته همسايمون داره؟
ما كه يادمون نمياد ولي ميگن قديما پسرا فقط عاشوق دختر همسايه ميشدن بعد با هم از زير در نامه بازي ميكردن تازه اون موقع ها فرار مد بوده با هم فرارم ميكردن!!
ديروز داشتيم با دوستم با موتور ميچرخيديم ديدم يكي از عمه هام داشت تو خيابون ميرفت منم رفتم پشت عمم خواستم بترسونمش با صداي بلند جوري كه عمم بشنوه به دوستم گفتم مهدي كيفشو بزن آغا اينو كه گفتم يهو عمم برگشت چنان با كيف زد تو صورتم كه تمام خاطرات دوران بچگيم اومد جلو چشم يعني شانس اوردم طرف عمم بود و قضيه شوخي وگرنه ملت همون جا حكم قصاصو رومون اجرا ميكرد.
واقعا ملت اعصاب ندارنا آخه اينم عمه ي بي اعصابه ما داريم؟؟
روزي شيخ و مريدان يك جا جمع بودندي و شيخ براي امتحان مريدان سوالي طراحي نمود و از آنان بپرسيد:
آيا علت پديد آمدن شب و روز را ميدانيد و از راز آفرينش با خبريد؟
مريدان نيز به يكصدا نعره زدند:آري ميداني�
شيخ كه تعجب كرده و تحت تاثير قرار گرفته بود بر سر و سينه كوفت و نعره كنان راه بيابان را پيش گرفت!!
والا!!! همش كه نبايد مريدان خودشونو بزنن برن بيابون يه بارم شيخ بره :|
طبق تحقيقات انجام شده توسط برخي دانشمندان اخيرا به اين نتيجه رسيده اند كه مرداي ايراني ميميرن واسه قورمه سبزي و قورمه سبزيو از همسرانشان هم بيشتر دوست ميدارند.
لايك=حالا گفتم چي ميخواي بگي
لايك=آره
بیخیال رفیق...
آنهایی ک بامن و تو راه نیامدند؛
برای دیگران دویدند. . .
امشب خسته ترازهرروزم...
کاش میشدگوشه ای نوشت..
خدایاخسته ا�
فردابیدارم نکن.....
اعتراف ميكنم داشتم خربزه پوست ميكندم واسه خودم كه بخورم بعد كه كامل پوستشو كندم از دستم افتاد تو آب وايتكس منم ديدم حيفه خورد كردم گذاشتم يخچال بابام كه از سر كار اومد بردم گذاشتم جلوش گفتم بابا بيا برات خربزه درست كردم بابامم كه از اين همه محبت ناگهاني متعجب شده بود شروع كرد به خوردن ولي هي ميگفت آرش اين يه مزه اي ميده منم ميگفتم نه بابا مزه ي خودشه بنده خدا تا تهشو خورد ولي الان عذاب وجدان دارم :|
خدايا ازت نميخوام عشقم كه تركم كرده برگرده ازت نميخوام پولدار شم ازت نميخوام تو دانشگاه اول باشم فقط ازت خواهش ميكنم اين شبكه جم تي وي رو نابود بفرما!!
داداشم ٨ سال از من كوچيكتره(دهه گودزيلايي)ولي قهرمان شطرنجه چند بارم با احسان قائم مقامي مسابقه داده چند روز پيش حوصلم سر رفت بهش گفتم بچين بازي كنيم.عاقا تو ٢ديقه ماتم كرد بعد بهم گفت كوچولو بدو برو دنبال منچ بازيت!!!
هععييي من برم يه ٢سيب بزنم ذهنم باز شه بيام بزنم ماتش كنم
امروز رفتم لباس بخرم قيمت يه تي شرت پرسيدم فروشندهه گفت ٢٤٠٠٠٠!!!
به جان خودم يه رب هنگ بودم ولي الان از هنگ در اومدم بگو چجوري
رفتم چند تا گوني برنج هندي خريدم دادم ننم خيلي شيك و مجلسي واسم بدوزه به هم من بپوشم.
الهي جوش چرکي سرسفيد يه آدم پير رو با دندونات بترکوني،تق صدا بده بريزه تو دهنت اگه منو فراموش کني :))))))
يه زماني ميومديم يه پستو بخونيم با خيال راحت ميخونديم تموم ميشد ميرفت اما حالا ميايم بخونيم نميدونيم اين كه داريم ميخونيم اصل مطلبه يا علامت اختصاصيه يا علامت مخصوص حاكم بزرگ ميتي كومانه بايد احترام بذاريم.
والا با اين علامتاشون!!
تنها فرق اینجا و جهنم گرمای هوا بود که الحمدلله اینم اوکی شد
به بابام ميگم حالا كه دانشگاه دولتي قبول شدم تو هم يه حالي بهم بده منو يه سفر بفرست سواحل جنوب شرقي آسيا!! بابامم گفت باشه حالا كجا هست؟ منم گفتم همون تايلند خودمونه ديه عاغا اينو كه گفتم يهو قاتي كرد كه پدرسگ بوووووق خجالت نميكشي ميخواي بري تايلند من هنوز پامو جلو بابام دراز نكردم اونوقت با بي شرمي ميگي منو برفست تايلند؟
هيچي ديه ما كه پشيمون شديم ولي من فقط ميخواستم برم يه كم با فرهنگشون آشنا شم همين!!!)راستي الانم دارم از سواحل جنوب شرقي انباريمون براتون بست ميذارم)