این بابای ما کو؟
کادو نمیخواد؟
بوس و بغل و تبریک نمیخواد؟
خیلی وقته که با چندتا شاخه گل خرماوحلوا و شکلات میرم بش تبریک میگ�
خیلی ساکته
ولی...
دوسش دار�
حتی با این همه فاصله
قد زمین تا بهشت!
@rashil · ۵۹ امتیاز
☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)
این بابای ما کو؟
کادو نمیخواد؟
بوس و بغل و تبریک نمیخواد؟
خیلی وقته که با چندتا شاخه گل خرماوحلوا و شکلات میرم بش تبریک میگ�
خیلی ساکته
ولی...
دوسش دار�
حتی با این همه فاصله
قد زمین تا بهشت!
یکی فانتزیش این بود برگرده وقتی باباش بود
کاش میشدا!
منو که از یه ماه قبل رفتن بابام فرستادن خونه مامانی�
که نبینمو وابسته تر نش�
خدایی ایده شون خوب بود
راحتتر کنار اومد�
دختربلا حسودی نکن
من پستای بابارو که میخونم میگم خدا حفظشون کنه
من پست و پلید و پلشت
ولی نادم نیست�
غیرتی شد�
امروز داف کلاسمون بعد کلاس به استاد که مخاطب خاص منه :اســــــــتاد شما کلاس خصوصیم میذارید؟
استاد:نه معرفی میکنم به همکارم از من بهتره
نــــــــــــــه با شما درس خوندن یه چیز دیگه س
کلاس بعدی صدای جـــــــــیغ
بله کیک و ابمیوه مخلوط تو پلاستیک گذاشتم تو کیفش با ی تنه کیفش افتادو محتویاتش مخلوط با یه چیزی مثل اسهال بچه کف کلاس ولو شد
حقش بود
سلام همگی
عاغا ما جدیدیم تقریبا
الانم که اومدم پاتوق دلداری نمیخواما
همینجوری اومد�
دیروز سالگرد بابام بود
میشه واسه شادی روحش دعا کنید؟
من و مخاطب خاص تو رستوران و جناب گارسون منتظر سفارش
مخاطب:عزیزم سالاد میخوری؟
من:نه
چرا؟بخور خوبه!آقا دوتا سالاد
من:آقا نه.عزیزم نمیخورم باور کن
ا ! ناراحت میشما!
من:نمیتونم خوووو
چرا؟
من:.....
خب چرا؟
من با عصبانیت و صدای پایین و حرص:اسهال میشم میفهمی؟
مخاطب خاص:رفت زیر میز از خنده
گارسون:چرخش 180درجه که منو نبینه
من:تقصیر خودش بود
پست اول
من کلا با ماهی قرمز سگ جون مشکل داشتم از اول.
11 سالم بود طی یک عملیات مخفیانه یک عدد کپسول آموکسی سیلین وا کردم ریختم تو تنگ
و اینگونه بود که کل فامیل رستگار شدن الان 10ساله هیشکی ماهی قرمز نمیخره از ترس مرگ جانگدازش توسط من