ع

علی سجادی

@ghahvekashi · ۵۲۹ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۱۲۷ رأی)

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

با مامانم و داییم و سایر اقوام!! داشتیم تو خیابون راه میرفتی�
بعد یهو داییم به مامانم گفت یه رازی بهت بگم به هیچ کس نمیگی؟
مامانمم گفت نه
داییم گفت: این ساختمون 35 طبقه هه مال منه!
مامانمم درومد گفت: حیف که تو رازدار نیستی!!
دمش گرم. خداییش جواب به این باحالی نشنیده بودم!

م
مترسک ۱۳ سال پیش
پیام

این چیزی که میخوام بگم جوک نیست
میخوام درد دل کنم!
یکی از فامیلامون (زنه) نازایی داره...
پدرشوهرش گفته: اگه برای پسرم قاطر گرفته بودم تا الان بچه دار میشد
هر لایک = موافق بودن شما با بی شعور بودن این پدرشوهر
(یه کسی هست که بهش میگن خدا
اون بالا نشسته
میتونه توی یه ثانیه کن فیکون کنه)

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

توی حیاط مدرسه داشتم با چندتا از دوستام حرف می زد�
یهو بحثمون رسید به مدیر
منم گفتم آره این ... (فلانی) اصلا عرضه نداره و اینا
اصلا شیشه پنجره ها رو ببین نمیشه اون طرف رو دید
معلمارو که دام گذاشته تو جنگل گرفتتشون :))
یهو دیدم مدیرمون از پشت در اومد بیرون
یه نگاه عاقل اندر سفیه کرد و رفت......
اگه همیشه غیبت می کردم و دورو بودم دلم نمی سوخت
حالا یه دفعه ما هم به سرمون زد چه بدشانسی اوردیم!!

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

با مامانم رفته بودیم بقالی خرید!
یهو یه زنه سانتی مانتال اومد تو مغازه با عشوه گفت آقا اسکاچ روح ساب دارین؟؟
(منظورش اسکاچی بود که بشه باهاش ظرفای روحی رو شست!)
خلاصه دیگه من در حال گاز زدن زمین بودم!
من :))
صاحب مغازه :|
خانومه :|
مامانم :|
اسکاچ :|
روح :|

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

واقعا که اعصابم این چند روزه خیلی خورده.
یکی از بچه هامون بابابزرگش مرده 3 میلیارد تومن ارث بهش رسیده. طرف آیندش تامین شد!!!
حالا بابابزرگ من غیر از هزار و یک بیماری ارثی برای من چی ارث گذاشته؟؟
مامان بزرگم سال 1330 ده هزار تومن پول از راه بافتن قالی در اورده و به شوهرش که همین بابابزرگ من باشه گفته بیا برام زمین بخر. اونم مسخرش کرده ولی براش نخریده و بعد از یه هفت هشت ده بار مامان بزرگم مجبور میشه با پولا نخ بخره و.... که کاری نداری�
حساب کردم اگه مامان بزرگم اون زمینو میخرید الان قیمتش حول و هوش 10 میلیارد تومن میشد!!

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

امروز سر کلاس کامپیوتر یکی برام یه نامه فرستاد و خلاصه چت کردیم در حد لالیگا
میخوام شرح چت رو بنویسم براتون فیض ببرید!!
اون: اسم مامان فلانی رو بلدی؟؟
من: نه
اون: ئه پس کی میدونه؟ خیلی وضعیت خطرناکه
من: هاشمی دفتر دار مدرسه
اون: چه جوری مخشو بزنم شناسنامه بگیرم؟؟
من: وقتی ناظممون طبقه بالاس برو دفتر به هاشمی بگو ناظم کپی شناسنامه فلانی رو میخواد. ولله تو هم کله ات بوی قرمه سبزی میده ها! آخه بچه به تو چه!!
اون: وضعیت خیلی قرمزه! این راه حلت هم به درد نمیخوره. اگه ناظم از هاشمی پرسید چی؟؟
من: اونا اینقدر مشغولن که وقت سلام و خداحافظی هم ندارن چه برسه به این چیزا!
ولی سه تا پیشنهاد
برو سایت ثبت احوال رو هک کن
غده هیپوفیز ... رو با آمپول هک کن
... رو هیپنوتیزم کن و ازش حرف بکش!
اون: احمق باهات جدی حرف میزنم دهه! خوب یه راه حل درست بگو!
من: برو با خواهرش دوست شو اسم مامانشو از خواهرش بپرس
زنگ بزن به موبایل باباش و بگو از مدرسه زنگ میزنم و با تلفن مدرسه زنگ بزن که شماره مدرسه بیفته. بگو پروندتون گم شده. یه چندتا شماره ملی و اینا بپرش و آخر اسم مامانشو بپرس. باز اگه اسم باباشو میخواستی آسون تر می شد پیدا کرد.
چون مادر توی ایران نقش ارزشی و قضایی نداره به دست اوردنش سخته (چون اسم مادر توی ایران جنبه ی شخصی داره) (چه مفسر بزرگیم من)
ضمنا دیگه راه حلی به ذهنم نمیرسه وگرنه می گفتم. کرم ندارم که الکی جوهر خودکارمو مصرف کنم!! (اند دست و دل بازی!!)
البته یه راه حل به سرش زده که خیلی خطرناکه و منم نمیگم. اصلا به من چه!! من رازدار مردمم. این حرفا هم هیچ جا درز پیدا نکرد!!

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

امروز یکی از بچه ها گفت خیال کردی خیلی تو ساخت قالب وبلاگ ماهری؟؟
یه قالب ساختم تو کفش میمونی!!
حالا رفتم دیدم یکی از قالبای سال ۸۶ بهاربیستو گذاشته تو وبش............
فقط یه تغییر داده اونم لوگوی سمپاد آبی نفتی رو گذاشته رو یه آدمک سبز!!
اسکار هارمونی رنگ 2013 از دستمون رفت
هر وقت هم که سر به وبش میزنم بازدید اینه!!!
بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 0
افراد آنلاین: 1
به قرآن تا حالا حالت دیگه ای ندیدم :))
بی مزه ام خودتونید!

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

یکی از بچه ها : آقا زدن کروات حرومه؟؟
معلم : بله که حرومه! اولاْ که نشونه ی آمریکایی بودن هر کسیه کروات زدن!!
بعدشم اصلاْ خود خارجیا هم فهمیدن چیز خوبی نیست! چند وقت پیش شنیدم یک اداره کروات زدن کارمنداشو ممنوع کرده. چون بیخ یقشونو میچسبیده اینا گرمشون میشده کولر روشن میکردن برق مصرف میشده!!!!
حالا فهمیدین که کروات چه قدر بده؟! :))

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

سه روز پیش خالم اومد خونمون و هنوزم هست.
دیروز رفتیم ویلا. حالا خالمم داره تخمه میخوره و حرف میزنه.
خاله: این جا خیلی قشنگه. اصلا مردم خیلی بی فرهنگن که اینجاها آشغال میریزن!
(حالا خودشم داره آشغال تخمه ها رو رو زمین میریزه!)
مامان: اگه بی فرهنگن چرا خودت داری پوست تخمه می ریزی؟؟
خاله: به هر حال این جذب طبیعت میشه! پلاستیک و اینا جذب نمیشن ولی اینارو یه گوسفندی چیزی میاد میخوره!!
هممون: :o
:))

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

چهارشنبه سر کلاس اجتماعی هی برق میرفت و میومد!
بعد هی بچه ها هم هر دفعه صلوات میفرستادن!!
معلم: یعنی شان اسلام اینقدر پایین اومده که برای رفتن و اومدن برق صلوات میفرستین؟؟
یکی از بچه ها: نه آقا ما برای سلامتی معلم ها هم صلوات میفرستیم!
معلم: شما بهتره برای سلامتی روان خودت صلوات بفرستی!!!
وسط درس هم معلممون داشت میگفت: شبا که ما خوابیم......
یهو همه گفتن: آقا پلیسه بیداره!!! :))

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

امروز یه خیتی شدم. در حد بودندس لیگا
قضیه از این قرار بود که (قضیه از این قراره این دل من دوباره ............ ببخشید)
داشتم ریاضی مینوشتم که یهو خودکار آبیم تمومید و شانس بد من این تنها خودکار آبی تو خونمون بود و اگه با خودکار دیگه ای مینوشتم دفترم دو رنگ میشد
یهو یادم افتاد بابام امروز یه کیسه برنج برا عید خریده. و همیشه توی کیسه برنجا یه خودکار آبی هس
خلاصه به مامانم گفتم و چون نمیخواست در کیسه رو باز کنه با دست گشت و خودکاره رو پیدا کرد
یه دو سانت در کیسه رو باز کرد و من از اینور بکش و مامانم بکش..........
خلاصه بعد یه ده دقیقه به هر بدبختی ای بود درش اوردی�
دیدم روان نویس سیاهه............... :((

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

داییم تو مالزی که بوده با همه ی دوستاش استادشونو دعوت می کنن.
هی این استاده سوتی میداده و اسم غذاها رو بلد نبوده........
بعدش داییم در میاد به یکی از دوستاش میگه این چقد خره!!
این استاده هم بعد از شام از یکی از ایرانیا میپرسه:
?What "cheghad in khare" means in Persian
دوست داییمم میگه:
It means the dinner is really delicious :D
یعنی اگه میفهمید پدر داییم در میومد! D:

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

خواهرم شروع کرده داره در مورد دانشگاه حرف میزنه. منم بهش گفتم یه ضرب المثل فرانسوی هست که میگه یه زن لال هیچ وقت از شوهرش کتک نخورده (آخه حدود سه ساعت بدون وقفه داشت حرف میزد!!!!)
نیم ساعت بعد خودم شروع کردم به تعریف کردن از مدرسه...........
مامانمم درومد گفت: علی مگه خودت نگفتی یه مرد هیچ وقت از یه اسکاتلندی کتک نخورده؟!؟!؟؟؟!
جان؟؟؟؟؟؟ مامانه باحاله دارم من؟
فکر کنین اگه تاریخ نویس میشد چه بلایی به سر ایران میومد!

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

داشتم برا عید خونرو مرتب میکرد�
یه نوار (کاستا که دوتا سوراخ دارن!) پیدا کردم. فکر کنم مال 1379 بودن آهنگاش
خلاصه من و غزاله (خواهرم) هم کل نوار توشو دراوردیم باهاش کلاه گیس درست کردی�
بعدش غزاله اونو گذاشت رو سرش و عینک دودی زد. یاد تگزاس تو سال 1800 و اینا افتادم :))
یه چند تا عکس ازش گرفتم به شوخی گفتم غزاله اینارو میذارم تو فیسبوکت بعد به استادات فرندشیپ ریکویست مید�
یهو مامانم درومد گفت غزاله پاکشون کن تا علی نذاشتشون تو فیسبوک!!!!!
فرق جدی و شوخی رو نگرفت مامانم؟!

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

معلم شیمیمون: ۷۰ درصد زباله ی ایرانیا مواد غذاییه ولی فقط ۹ درصد زباله های کشور های پیشرفته مواد غذاییه و ۳۶ درصد زباله هاشون کاغذه میدونین چرا؟؟ (بعضی از مردم بی فرهنگن دیگه!)
یکی از بچه ها: آقا چون پول ندارن غذا بخرن بخورن!!
یکی دیگه از بچه ها: کاغذ میخورن!!
اینم از بچه های همه چیز دونه ما!!

م
مترسک ۱۳ سال پیش
جوک

یکی از فانتزی هام اینه که برم توی مدرسه ای که مخاطب خاصم توش باشه (این فانتزی تخیلیه!) و معلمشون بشم!
بعدش تا رفتم سر کلاس بگم مبصرتون کیه؟ اوناهم بگن فلانی! بعد من بگم از الان توی کلاس من خانم ایکس (مخاطب خاص خودم) مبصر هستن!!
این که هیچی!
وسط درس دادن لپ تاپم که به پروژکتور وصله بره روی اسکرین سیور و اسکرین سیورم همین عکس مخاطب خاصم باشه با یه قلب که توش نوشته باشم: دوستت دارم عزیزم!!
هیچی دیگه! من برم توی افق محو شم. فقط چون باره اول میرم بچه ها راهنمایی کنید!!