امروز یه خیتی شدم. در حد بودندس لیگا
قضیه از این قرار بود که (قضیه از این قراره این دل من دوباره ............ ببخشید)
داشتم ریاضی مینوشتم که یهو خودکار آبیم تمومید و شانس بد من این تنها خودکار آبی تو خونمون بود و اگه با خودکار دیگه ای مینوشتم دفترم دو رنگ میشد
یهو یادم افتاد بابام امروز یه کیسه برنج برا عید خریده. و همیشه توی کیسه برنجا یه خودکار آبی هس
خلاصه به مامانم گفتم و چون نمیخواست در کیسه رو باز کنه با دست گشت و خودکاره رو پیدا کرد
یه دو سانت در کیسه رو باز کرد و من از اینور بکش و مامانم بکش..........
خلاصه بعد یه ده دقیقه به هر بدبختی ای بود درش اوردی�
دیدم روان نویس سیاهه............... :((