وقتی سایه ها بوی انسان نمی دهند . . .
همان بهتر که سایه ای بالای سرت نباشد. . .
این جا برای حوا بودن آدم کم است . . . !
@ilovedu · ۸۱ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۷۷ رأی)
وقتی سایه ها بوی انسان نمی دهند . . .
همان بهتر که سایه ای بالای سرت نباشد. . .
این جا برای حوا بودن آدم کم است . . . !
کاش
می شد به تو یک نامه نوشت ...
نامه را دست خدا داد تا باور بکند ،،
بی تو من در ترک آینه ها می شکنم !
کاش
می شد که خدا نامه را جای من امضا بکند ،
و بگویند : برگرد ...
و تو ...
و تو فقط "محض خدا " برگردی . . . !
میگم یه وقت زشت نباشه من بعد از یه ماه گوشیمو روشن کردم فقط از ایرانسل پیام دریافت کردم ،،،، بدون شوخی زشت نیست ? نه ?
اعتراف می کنم آبروم رفت ...
هیچ چیز بدتر از این نیست که آدم جلو استادش سوتی بده ... یه تحقیق نوشم ایمیل کردم واسه استادم جواب ایمیلمو استاد اینطوری داده : زهرا جان ایمیلت به دستم رسید فقط جالب این بود که تو هنوز فامیل منو نمیدونی و ... آخه فامیل استاد رو اشتباه نوشته بودم ... افق به درد من میخوره ... اصلا زمین باید دهن باز کنه من برم توش ... دیگه نمیدونم چی بگم دیگه داغون تر از این هم مگه میشه ؟
مورد داریم گوشیش گم شده مامانش بهش میگه یه وقت خودتو ناراحت نکنی برو استراحت کن ... گوشیش هم یه میلیون و چهارصد و خورده ای ... حالا اگه ما بودیم فک کنم باید به فکر 4تا کارتون براخودمون میبودیم واسه کارتون خوابی ...
مورد داشتیم رفته ختم یه بنده خدایی بعد هول شده بوده بعد از این که تسلیت گفته نمیدونسته باید چیکار کنه چی بگه یهویی گفته ببخشید که مردن !!!!! حالا ملت نمیدونستن حلواهای مراسمو گاز بزنن یا آبغوره بگیرن . . . بدبختا دچار چندگانگی شخصیتی شده بودن !
یه مورد دیگه هم در همین زمینه داشتیم مامان بزرگش هشتادو خورده ای عمر کرده خانم وارد مراسم میشم با صدای بلند بین گریه هاشون می فرماین مااااااماااااااااان بزرگ زود رفتییییی زووووووووووود !!! آخه مگه میذارن تو مراسم ختم یکی گریه کنه ؟
ایناا دقیقا فک و فامیلای مورد دار ماین اگه نبودن که دور همی 30 میلیون هم نمیشدیم چه برسه 75 میلیون
اعتراف میکنم وقتی 12.13 سالم بود تازه گوشی گرفته بودم مزاحم داشتم بهش ج نمیدادم از آخر تصمیم گرفتم جوابشو بدم حالا مکالممون :
مزاحم: سلام
من : سلا�
اون : خوبی ؟
من : مگه دامپزشکی ؟
!!!!!!!!!!!!!
تا گیرنده هام میخواست فعال شه ببینم چی گفتم دیدم یارو داره گوشیشو گاز میزنه
بابا دل مومن شاد کردن ثواب / صواب داره خو ...
یکی از اعترافاتی بود که جز در 4جوک جای دیگه نگفت�
شنیده بودم میگفتن دامپزشکم میخوای درمانت کنم ؟ ولی خب دوران طفولیت بود ... سوتی بر جوانان عیب نیس بوخودا
اعتراف میکنم چند وقته سیب زمینی نخوردم !
امروز ناهار ماکارونی داشتیم بابام میگه گوشتاشو بیشتر از سیب زمینی میریختی ، الان سیب زمینی گرون شده کم تر بخورید از فردا باید کیلو کیلو پسته بخورید ولی سیب زمینی ماهی یه بار ... میگم زشت نباشه از این به بعد مهمون که اومد خونمون بهش چلوگوشت ندیم بهش سیب زمینی سرخ کرده بدیم ؟
سیب زمینی چیست ؟ موجودی است نایاب و نادر که داشتنش از داشتن پراید با دیزاین داخلی پسته های های کلاس تر است ... البته اگه بتونین بخرین ... ما که چون سیب زمینی داریم نه بهمون یارانه میدن نه سبد کالا ...
گنجشک است دیگر . . .
دوست داره تو یه روزه برفی که داره برف میباره و من خیلی عجله دارم خراب کاری کنه رو مقنعه من که من فکر کنم برف افتاده رو سرم با همون تیپ برم سرجلسه امتحان و سوژه خنده ملت بشم ...
دلداری : اشکال نداره به این فکر کن که موجبات خنده ی ملت رو فراهم کردی . . .
اعتراف میکنم ی ساعته دارم فکر کنم این پست رو تو کدوم قسمت بذارم اخه با یادش بخیر شروع میشه ! داشتم فکر میکردم چ خوب میشد اگه ی یادش بخیر هم تو موضوعاتمون داشتیم ...!
"یادش بخیر" بچه ک بودیم خودمون رو ب خواب میزدیم تا بغلمون کنن ببرنمون تو تختمون ... دیشب گودزیلای خالم رو (4سالشه)از تو ماشین بغل کرده بودم ی ساعت داشتم میبردمش طبقه دوم ! از آخر ک گذاشتمش تو تختش چشماشو باز کزد گف دستت درد نکنه اصلا نمیتونستم بیام بالا ...این صحنه رو دیدم یاد خودم افتادم ...
یادش بخیر واقعا ...
اعتراف ميكنم ديروز ٥ تا چيپس گرفتم سه تا سركه اي يه پياز جعفري يه گوجه اي بعد همه گفتن أأأأأه چرا اين دوتا رو گرفتي ؟ منم گفتم خوشمزس بخوريد هركدوم يكي خوردن بعد دوتاشو انداختن تو بغلم مجبور شدم هردوتاشو خودم مث گاو بخورم و دم نزنم ... البته اينم بگم مديوني اگه فك كني اون دوتارو واسه اين گرفتم ك بقيه نخورن و خودم واسه ي بار هم ك شده ي چيپس رو تنهايي بخورم بابا خوب شده بود يكي از فانتزي هام ك دور همي ي چيپس و خودم تنهايي بخورم
اعتراف ميكنم قبلا لحظه شماري ميكردم هفته به آخر برسه ي روز استراحت كنم اما حالا لحظه شماري ميكنم دو روز تعطيلي زود تموم شه كه هفته شروع شه بتونم آواي باران رو ببينم
آدم دو شغله ك ميدونين ب كي ميگن ؟!؟! ب كسي ك علاوه بر شغلي ك ازش ماني در مياره! ي شغله ديگه هم داره ك موجبات خنده ي ملت رو فراهــ!ـ!ـ!ـ!ــم ميكنه ... يكي از فاميلاي ما از اين دسته آدماس
عاقا ي بار تاكسي گرفتيم بعد يارو گف ببخشيد كجا ميرين؟!؟! اين هم گف ميريم خونمون اگه اونجا بودي و ب قيافه راننده تاكسيه نگا ميكردي شبيه علامت تعجب بود بعد گف نه نه ببخشيد ما ميريم خونه اينا (ب من هم اشاره كرد)
آخه فك و فاميله ما داريم خواهر من خونه اينا و اونا چيه ؟ آخه راننده بدبخت مگه جي پي آر اسه ؟!؟!؟ اصن ب اون هم بايد آدرس بدي چ برسه ب اين تاكسي درايور فيس علامت تعجبي !
ي با خالم رفته بوديم بيرون اون اولا ك تازه گواهي نامه گرفته بود بعد تو كوچه ميخواست دنده عقب بره زد ب ي ماشينه اي چراغ عقبشو شكوند بعد ميخواست دور بزنه از كنار درخت رد شد من فك كردم يارو صاحبش اومده خفتمون كنه آخه يهو شاخه درخت اومد تو ماشين من فك كردم كله يارو صاب ماشينس ديگه داشتيم چراغاي شكسته ي ماشين بي صاحاب رو گاز ميزديم !
آخه يكي بگه خواهر من صاب ماشين رو چ ب شاخه درخت ؟!؟!
مورد داريم حاضره زير آوار بمونه ولي كليپسش كاريش نشه !سر كلاس بوديم يكي از بچه ها گف فلاني اگه زلزله شه چيكار ميكني ؟ گف كليپسمو محكم ميگيرم نشكنه !!! فرض كنين زلزله ك بياد اون فقط دسته صندليشو بده بالا بعد سرشو ببره اون زير و در مرحله ي آخر هم دسته صندليو بياره پايين البته اگه كليپس اجازه بده ...
اعتراف ميكنم ي روز ماه رمضون از خواب بلند شدم چشمام هنوز بسته بود خوابم ميومد ولي خوب تشنگيه ديگه كاريش نميشه كرد اقا ما بلند شديم رفتيم تو اشپزخونه يه ليوان آب رو ميزناهار خوري بود ما هم از دنيا بي خبر برداشتيم آباش رو سركشيديم يهو ديديم إإإ ماه رمضونه و ما روزه ايم و زيباتر از اون وقتي بود ك قشنگ چپ و راست ليوان و نيگا كرديم و خوابمون پريد و ديديم اي دل غافل چشمتون روز بد نبينه ليوانه ماله دندون مصنوعي هاي مادربزرگ گراميه و آب درون ليوان هم من بخت برگشته نوش جان كردم ديگه خودتون دانايين بر آن . . .
مورد داشتيم تو آزموناي تستي هندسه اثبات ميكرده جون مورد اگه دروغ بگم
مورد داشتيم تقلب مينوشته از ترس اينكه تو امتحان بياد مينشسته ياد ميگرفتشون !
نمیدانم میدانی که چقدر خنده هایم درد میکنند...این روزها انگار آدم ها به دست هم پیر میشوند تا به پای هم...!
تنهايي يعني من براي من کمم براي ما زياد....