Z
Z@hRa ۱۲ سال پیش
جوک

اعتراف ميكنم ي روز ماه رمضون از خواب بلند شدم چشمام هنوز بسته بود خوابم ميومد ولي خوب تشنگيه ديگه كاريش نميشه كرد اقا ما بلند شديم رفتيم تو اشپزخونه يه ليوان آب رو ميزناهار خوري بود ما هم از دنيا بي خبر برداشتيم آباش رو سركشيديم يهو ديديم إإإ ماه رمضونه و ما روزه ايم و زيباتر از اون وقتي بود ك قشنگ چپ و راست ليوان و نيگا كرديم و خوابمون پريد و ديديم اي دل غافل چشمتون روز بد نبينه ليوانه ماله دندون مصنوعي هاي مادربزرگ گراميه و آب درون ليوان هم من بخت برگشته نوش جان كردم ديگه خودتون دانايين بر آن . . .

د
داش ممد ۳ سال پیش
جوک

اعتراف می کنم کلاس پنج یه معلم داشتیم خیلی ازش دلگیر بودم همیشه صفر بهم می داد
منم یه روز دوبسته آدامس خریدم همسونو باز کردم یه ساعت جویدم (اینقدر زیاد بودن فکم درد گرفت) گذاشتمش تو یه ظرف تا فردا صبح ببرمش بچسبونمش رو صندلی معلم فردا شد زود بیدار شدم بدو رفتم رسیدم مدرسه هی چکس نبود اول یه تف کردم رو صندلی بعد همشو چسبوندم زنگ اول معلم نیمود تا زنگ تفریح شد تو زنگ تفریح یادم رفت آدامس چسبوندم اومدم کلاس آقا چشمتون روز بد نبینه هواسم نبود خودم نشستم رو صندلی معلم ....(دوستان عذر خواهی می کنم بقیش قابل پخش نیست
پ.ن: کارما به این میگن:)))))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم یه بیماری دارم هر از گاهی که دوربین سلفی باز میشه همش حس میکنم صورتم قرینه نیست بینیم کجه چشام کجن انگار یه لحظه سکته‌ رو میزنم فکر میکنم یه موضوع خیلی مهمی رو کشف کردم.حتی از کشف اتم هم مهمتره هاااا.ولی بعد از عکس‌گرفتن به زاویه های مختلف خیالم راحت میشه
.
.
.
.
.
.
که کشفم درست بوده و واقعا کجه -_-

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.