n

nastaran

@nastaran53 · ۶۵ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۸ رأی)

ق
قوقولی قوقو ۱۲ سال پیش
پیام

ای خدا ب کجا فرار کنم از دست این نامزدی ک دادی ب من "اقا مسعود رو میگم"
هروقت داریم دوتای تو ماشین اهنگ گوش میدیم ، تا متوجه میشه دارم با اهنگ میخونم یهو صدا اهنگو قط میکنه
و صدای من *ک شبیه صدای خروسه* پخش میشه تو ماشین
مسعود خان ک هرهر میخنده.یبارم صدامو ظبط کرده گذاشته زنگ گوشیش برا شماره خود�
ای خدا نگیرش از من ک روانی میشم.

ق
قوقولی قوقو ۱۳ سال پیش
پیام

داداشم چند وقت بود ک همش میگفت بیا لپتاپتو بفروش به من،منم قبول نمیکرد�
یه روز گف لپ تاپت رو900 تومن میخرم،میفروشی؟
منم با خودم فکرشو کردم دیدم 900خوبه خب 3ساله داره کار میکنه لپ تاپه! 900 هم براش زیاده
آقا بهش گفتم قبوله 900بده بخرش
یهو این داداشم دس کرد تو جیبش یه دونه 1000تومنی در اورد گرفت طرفم، گفت بیا 100 تومنٍ بقیه شم مال خودت.....

ق
قوقولی قوقو ۱۳ سال پیش
پیام

منم بچه بودم برا خودم گودزیلایی بود�
مثلا یادمه میرفتم دس میکردم تو سوراخ دیوارای قدیمی که گنجیشک توش لونه داشت بعد بچه گنجیشکا و میکشیدم بیرون
ایقد قیافه هاشون خنده دار بود... اصلا پَر نداشتن
بعد کَلّه شون رو با دست میکند�
تازه یبار دس کردم تو سوراخ دیوار به جال گنجیشک مار توش بود،نیشم زد
شیطون بودما
حالا بگین دهه80 ها فلز خرابن

ق
قوقولی قوقو ۱۳ سال پیش
پیام

بچه ک بودم یه روز قرار بوده خاستگار بیاد برا ابجیم،ازونجایی ک سابقه من با اون شیطنت هایی ک داشتم خراب بوده، این مادر مهربان ما میاد قرص خاب میده به�
بعد من رفته بودم روی رخت خابا ک از زمین چیده شده بود روی هم تا کنار سقف و اغا همونجا خاب میفت�
بعد رفتن مهمونا کل خانواده دنبالم میگشتن...خونه همسایه،حیاط،زیرزمین و ...
اخر شب وقت خاب روی رخت خابا پیدام کردن
خخخخخخخخخ

ق
قوقولی قوقو ۱۳ سال پیش
پیام

پسر خالم میخاس معافیت سربازی بگیره،خودشو زد به کر بودن، بالاخره کلی رفت و اومد تا حکم معافیتش رو گرفت،میگن وقتی میخاسته از در اونجا بیاد بیرون ،مسعول اونجا یه دسته کلید رو پشت سر پسرخالم میندازه کف زمین،این احمق هم برمیگرده برا خود شیرینی دسته کلید رو برمیداره میده به طرف
هیچی دیگه فهمیده بودن کر بودنش فیلمه
الان دیگه چن ساله کارت پایان خدمتش رو گرفته!!!
خخخخ