ديروز تلويزيون كليد اسرار نشون ميداد:
يه خانواده اي از دادن يارانه انصراف ندادن
همشون بدون استثنا فلج شدن....!
@ELHAMM · ۲۳۴ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۶۰ رأی)
ديروز تلويزيون كليد اسرار نشون ميداد:
يه خانواده اي از دادن يارانه انصراف ندادن
همشون بدون استثنا فلج شدن....!
اي خداي بزرك كه صدايت را در باد مي شنوم و دمت به همه ي جهان
زندكي مي بخشد; صدايم را بشنو.
من كوجكم و ضعيف وبه قدرت وفرزانكي تو نيازمند.....
مرا فرزانكي ده تا آنجه به مردمان آموخته اي بياموزم وبكذار تا درس هايي كه درهر برك و هر سنك نهفته اي فراكيرم.
من از تو قدرت مي طلبم نه براي آنكه بر ديكران برتري جويم،بلكه بر بزركترين دشمنم يعني بر خودم فايق آيم و به من توفيق ده تا انسان باشم.
آمين
آليس: لطفا به من بكو از كدوم راه بايد برم؟
كربه: بستكي داره كه كجا مي خواهي بروي؟
اليس: خيلي برايم مهم نيست كجا بروم.
كربه :بس مهم نيست ازكدام راه بروي.
هر حركتي نيازمند مقصد است.
اولين عقربه كفت:اكر بدانيم كه خيلي وقت نداريم بيش از اين كوشش خواهيم كرد.
دومين عقربه كفت: بزركترين افسوس آدمي زماني است كه حس مي كند مي خواهد اما نمي تواند و بياد مي آورد آن روز را كه مي توانست اما نمي خواست.
سومين عقربه كفت: من به كذشته خود هركز فكر نمي كنم مكر اينكه بخواهم از آن درس بكيرم اكر انسان به غصه امروزش ، رنج ديروز وغم فردا را نمي افزود . مقدار آن هر جه بود به آساني مي كذشت.
هر كسي دارايي هايش را مي شمرد و به آن مي باليد، به صندوقجه دلم كه نكاه كردم سرمايه هايم را شمارش كردم و ديدم اكر از همه داشته هايم كه به آن مي باليدم، تو را جدا كنم هيج ندارم و وقتي به همه كمبود هايم كه از آن مي ناليدم تو را اضافه كردم، هيج جيز كم ندارم.
بس خدايا من سرمايه دار ثروتمندي هستم جون تو سرمايه ام هستي.
شيطان كفت: اكر در سه جيز برفرزند آدم تسلط بيدا كنم ديكر برايم مهم نيست كه جه كاري انجام دهد، جرا كه از او هيج عملي بذيرفته نخواهد شد، وآن زماني است كه
*عملش را زياد ومهم در نظر بكيرد.
*كناهانش را از ياد ببرد.
* خود بسند شود.
مردي در كنار ساحل دور افتاده اي قدم ميزد . مردي را ديد كه به طور مداوم خم مي شود و صدف ها را از روي زمين بر مي دارد وداخل اقيانوس برت مي كند دليل آن كار را برسيد و او كفت:" الان موقع مد درياست و دريا اين صدف ها را به ساحل آورده است و اكر آنها را توي آب نيندازم از كمبود اكسيزن خواهند مرد . مرد خنده اي كرد وكفت : ولي در اين ساحل هزاران صدف اين شكلي وجود دارد . تو كه نمي تواني همه آنها را به آب بركرداني خيلي زياد هستند وتازه همين يك ساحل نيست . كار تو هيج فرقي در اوضاع ايجاد نمي كند؟ مرد بومي لبخندي زد وخم شد و دوباره صدفي برداشت و به داخل دريا انداخت و كفت :" براي اين صدف اوضاع فرق كرد"
امام صادق (ع) فرمودند:
هر كس دوست دارد بداند كه آيا نمازش قبول است يا خير، ببيند كه آيا آن نماز، او را از كارهاي زشت و بدي منع كرده است يا خير. بس همان اندازه كه نمازش مانع انجام بدي بوده ، در نزد خدا بذيرفته شده است.
بحار ج 82ص 198
ذهن محدود است. تازماني كه ذهن اين واقعيت را متصور شود كه مي توانيد كاري انجام دهيد، بس مي توانيد انجامش دهيد، تا زماني كه 100 درصد به آن باور داشته باشيد
آرنولد شواتزنكر
آنكه غالب بر زبان است در امان است.
امام علي (ع)
خداوند ايمان را موجب باكي شما از شرك ونماز را موجب تنزيه شما از(آلودكي) تكبر قرار داد.
حضرت فاطمه (ع)
هيج جيزي از زبان به زنداني شدن دراز مدت سزاوارتر نيست
امام علي (ع)
به مامانم ميكم :ماماني ترش كردم سر معدم ميسوزه جيكار كنم؟
كفت عسل بخور
بعد همينجوري خودش ادامه داد : نداريم؟
آب بخور، نداريم!
بس زر نزن
حالا رفتم بيش بابام ميكه :اتفاقا يكي همين جوري بود سكته كرد مرد
قبلانا ميكفتيم 79+1=????????
حالا بايد بكيم 39+1=????????
عقل جراغ يك اتومبيل است كه راه مينمايد، عشق موتوري است كه آن را به حركت مي آورد. هريك بي ديكري هيج است و بويزه ، موتوري بي جراغ ، عشق كور ، خطرناك ، فاجعه ومرك
است!
الكسيس كارل
آنجه كه آينده بود حال است وآنجه كه حال است كذشته ميشود،بس
نكراني جرا؟
هر كس دو حديث بياموزد وبه ديكران آموزش دهد عمل او از شصت سال عبادت بهتر است
بيامبر اكرم
يك روز به آخر جهان مانده ,بيا
دل يخ زده روي دستمان ماند ، بيا
دنيا همه كور عاشقان است ، بيا
يك قبر هنوز بي نشان مانده ، بيا
الهم عجل في فرج مولانا و امامنا صاحب الزمان
مي خواست با علي سوي مسجد رود ولي
دردا كه تازيانه ي غنفز امان نداد
مي خواست كه دهد جان به بشت در
جون بي كسي علي ديد جان نداد
هرقهرمان كند به نشان خود افتخار
ولي زهرا نشان خود به علي هم نشان نداد
اين جذر ومد جيست كه تا ماه ميرود
درياي درد كيست كه در جاه ميرود
اين سان كه جرخ ميكذرد برمدار شور
بيم خسوف وتيركي ماه ميرود
كويي كه جرخ بوي خطر را شنيده است
يك لحظه مكث كرده به اكراه ميرود
آبستن عزاي عزيمي ست كين جنين
عاصي به سرنسيم سحركاه ميرود
امشب مكر فرو فتاده ماه از آسمان
ياآفتاب روي زمين راه ميرود
در كوجه هاي كوفه صداي عبور كيست
كويا دلي به مقصد دلخواه ميرود
دارد سر شكافتن فرق آفتاب
آن سايه اي كه در دل شب راه ميرود
روزي ما دوباره كبوتر هايمان را بيدا خواهيم كرد و مهرباني دست زيبايي را خواهد كرفت!
روزي كه كمترين سرود بوسه است.
وهر انسان ، براي هر انسان برادري است.
روزي كه ديكر در خانه هايشان را نمي بندند ، قفل افسانه اي است،
وقلب براي زندكي بس است ، روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است.
تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نكردي!
روزي كه آهنك هر حرف زندكي است.
تا من به خاطر آخرين شعر رنج جستجوي قافيه نبرم.
روزي كه هر لب ترانه اي است تا كمترين سرود بوسه باشد.
روزي كه ما دوباره براي كبوتر هايمان دانه بريزيم.
ومن آن روز را انتطار مي كشم تا حتي روزي كه ديكر نباشم......