آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ایست که قربانیات کنند
ارباب عشق "حسین"
@mehran86 · ۶۷ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ایست که قربانیات کنند
ارباب عشق "حسین"
مورد داشتیم طرف تو ماشین تنها بوده کولر رو روشن کرده
به محض اینکه ما سوار شدیم خاموشش کرد شیشه ها رو داد پایین!!!
به این باد گرمی که میخوره تو صورتم قسم...
من هنوز حکمتشو نفهمیدم...
آری،
ما از این موهبت برخوردار بوده ایم که "انسان" دیدیم...
ما یافتیم آنچه را دیگران نیافتند...
ما عرش را دیدی�
ما زمزمه ی جویبارهای بهشت را شنیدی�
ما در رکاب امام حسین ع جنگیدیم...
ما بی وفایی کوفیان را جبران کردیم...
سید مرتضی آوینی
دقت کردین اونجوری که بقل دستی آدم سر جلسه امتحان مطلب رو میرسونه، استاد سر کلاس درس نمیتونه برسونه، چرا اینجوریه.....مشکل از فرستنده ست به نظر من!!!!!!!!!!!!!
مادر هر کاری کند اهل خانه هم یاد می گیرند...
مثلا اگر "شهید" شود...
یادم میاد بعضی از بزرگترای فامیل که خیلی شیک و مجلسی و اتوکشیده رفتار میکنند وقتی بچه بودم فحش یادم میدادند...!!!!
دقت کردین وقتی راننده ها از رو دست انداز رد میشن موقع تعویض دنده سمت چپشون رو نگاه میکنن؟؟
درد دل یه دردمند...
توی شهری که من زندگی می کنم مردمش از زمین خوردن یه موتورسوار دلشون خنک میشه..... مردم شهر شما چطور؟!!
یکی از دوشواریهام اینه که وقتی سوار تاکسی میشم شاید دوست نداشته باشم اون نوار نسبتا مضخرفو من گوش کنم... بعضیاشون که صداشم حاضر نیستن کم کنن.... اون سیگار دیگه چیه تو دستت...... برده ات که نیستیم مسافریم به قرآن
میدونم خنده دار نیس ولی واسه شادی روحمم که شده .. خیلی خوبه آدم یه جایی داشته باشه واسه درد دل کردن مخصوصا اگه 4jok باشه
همین چن روز پیشا بود یهو حس (هس؛ حث؛ هث) کردم هیشکی منو تحویل نمیگیره، داشتم همین طوری مث آدمای غارت زده؛ راه میرفتم رسیدم به یه در کشویی دوربین دار (از اینا خودش باز میشه) اولش فکر کردم خرابه، رفتم عقب دوباره اومدم؟!!......خوب حتما باید از اونور بیام؟!!...شاید زاویه ام اشتباهه؟؟؟!! خوب اینم که نشد... پس حتما خراب شده دیگه؟!!...
هنوز از صحنه خارج نشده بودم که یکی دیگه اومد خیلی شیک و مجلسی رسید به در....؟؟؟؟؟ در باز شد!!!!!!!!!!!!... منم دنبالش دوییدم بیرون و در بسته شد!!... همه ی انگیزه هام و آرزوهام به دیار باقی پیوست... خودمم باید بهشون بپیوندم!!!
هر لایک یک فاتحه!!!!
یادش به خیر(ما دهه شصتیا) بچگیامون زخمی که میشدیم بزرگترها میگفتن چت شده خوبه حالا تیر نخوردی...!!! زخم پلنگ که ورنداشتی... یه خراش کوچیکه..!!
کلا عزیز کرده بودیم!! خیلی لوس بار اومدیم!
شمام"injury" بودین یا فقط من "زخمی" بودم...!!!!
این جمله آخریه هر چی آرایه هست توشه کیا فهمیدن؟!!! بزنن لایکو!!!
یکی از دوشواری های زنگدگیمون اینه که صبح زود مهمون از راه دور بیاد زنگ بزنه شمام خواب باشین با سرعت ملوان زبل باید خونه رو جمع و جور کنی اونم بدون اسفناج...
یکی دیگشم اینه که با یکی با تلفن صحبت میکنی باهاش رودرواسی داری هی میخوای تمومش کنی اون هی ادامه میده تو هم همینجوری هی حرفاشو تایید میکنی!
یکیشم اینه که اینهمه نوشتی بعد هی استرس داری که 4joke تاییدش میکنه یا نه! دوشواریه داریم!