s

sanigol

@sanigol · ۷۱ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

s
sanigol ۱۱ سال پیش
پیام

ﻋﺎﺷﻘﻢ …
ﺍﻫﻞ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﺑﻦ ﺑﺴﺖ ﮐـﻨﺎﺭﯼ ،
ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﺵ ﭘﺎﯼ ﺑﻪ ﻗﻠﺐ ﻣﻦِ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻧﻬﺎﺩﯼ ، ﺗﻮ ﮐﺠﺎ ؟ ﮐﻮﭼﻪ ﮐﺠﺎ ؟
ﭘﻨﺠﺮﻩ ﯼ ﺑﺎﺯ ﮐﺠﺎ ؟
ﻣﻦ ﮐﺠﺎ ؟ ﻋﺸﻖ ﮐﺠﺎ ؟
ﻃﺎﻗﺖِ ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺠﺎ ؟
ﺗﻮ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻭ ﻧﮕﺎﻫﯽ ، ﻣﻦِ ﺩﻟﺪﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﺁﻫﯽ ،
ﺑﻨﺸﺴﺘﯿﻢ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﻣﻦِ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﭼﺎﻫﯽ …
ﮔُﻨﻪ ﺍﺯ ﮐﯿﺴﺖ ؟
ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﯼ ﺑﺎﺯ ؟ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺁﻏﺎﺯ ؟
ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﺸﻢِ ﮔﻨﻪ ﮐﺎﺭ ؟ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺩﯾﺪﺍﺭ ؟
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺷﺪ ﮔُﻨﻪِ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻭ ﻟﺤﻈﻪ ﻭ ﭼﺸﻤﺖ ،
ﻫﻤﻪ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺟﺎﯼ ﺁﻥ ﯾﮏ ﺷﺐ ﻣﻬﺘﺎﺏ ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﺗﻨﮓ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﮕﯿﺮﻡ …

s
sanigol ۱۲ سال پیش
پیام

مي رود قصــــــــــــــــه ي ما سوي سرانجام آرا�
دفتر قصــــــــــــــــــــــــــه ورق مي خورد آرام آرا�
می نویســـــــــــم که شب تار ســـــــحر میگردد
یک نفـــــــــــــــــر مانده از این قوم که بر میگردد...
(یا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورا)

s
sanigol ۱۲ سال پیش
پیام

”سـرد اسـت و مـن تـنهایـم “
چـه جمـلـه ای !
پــــُر از کـلیـشه …
پـــُـر از تـهـوع …
جـای ِ گـرمی نـشستـه ای و می خـوانـی :
” ســرد اسـت “…
یـخ نمـی کنـی …
حـس نـمی کنـی …
کـه مـن بـرای ِ نـوشتـن ِ همیـن دو کلمـه چـه سرمایـی را گـذرانـدم …

s
sanigol ۱۲ سال پیش
پیام

آه که شیطنتهای کودکانه در چهاردیواری کلاس چه زود تمام شدند!
آن ازدحام کودکانه ی باورها در آنسوی مدرسه و فریاد های ناظم برسر بی سکوتی ما.
کاش این روزها میماندند افسوس که باید آنها را به دیگران واگذاریم و بروی�
هر کجا که هستی سرزنده باشی مـــــــــــــــــــدرســــــــــــــــــــــــه...

s
sanigol ۱۳ سال پیش
پیام

بهش بگو دلم تنهای تنهاست
از عشقت توی قلب من یه غوغاست
می افتم یاد اون چشمای زیبات
ولی افسوس می بینم باز یه رویاست
بهش بگو دلم بی خوابه دیگه
بهش بگو دلم می خواد ببینه
نمی تونم تو این خونه بشین�
که واقعاً جای خالیشو ببین�
نمی تونم که از فکرش رها ش�
برای اون مثل غریبه باش�
اگر خندید و پرسید در چه حال�
بهش بگو چه غم شکسته بال�
بهش بگو می دونم یاد من نیست
ولی یک لحظه نیست دور از خیال�
بهش بگو می دونم سادگی بود
که سهم من فقط دلدادگی بود
چه آسون رفتم از یادش ولی باز
بهش بگو که عشقش زندگی بود
بهش بگو.....