s

shanay

@shanay · ۶۹ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۲ رأی)

s
shanay ۱۱ سال پیش
جوک

شمارو به هرچی براتون حرمت داره بیاین دست از بعضی کارها که آبروی فرهنگ و کشورمون رو میبره برداریم. آخه این چه رسمیه که هرچند وقت یه بار حمله میشه به صفحه یکی و فحاشی و ابروریزی میشه. اصلا فکر میکنیم چه وجهه ای ازمون ترسیم میشه تو دنیا؟ کجای اینکار جالب یا سودمنده؟ چی با خودمون فکر میکنیم؟

s
shanay ۱۱ سال پیش
جوک

توجه کنید لطفا:
یکی میگه با پشتی طبی ما مدت طولانی رو صندلی بشینید...
یکی میگه مبادا زیاد رو صندلی بشینید که میمیریدا! بیاید با کفشهای ما راحت پیاده روی کنید!
اونیکی میگه نکنه برید بیرون تو این هوای آلوده ورزش کنید! تردمیلهای ما رو بخرید تو خونه خودتون دور از جونتون یورتمه برید!
رسما دیوونه خونه ست!

s
shanay ۱۱ سال پیش
پیام

ولله ما بچه بودیم میومدیم میگفتیم معلم دعوامون کرد و ناظم اینو گفت و... بابامون میگفت احترام معلم واجبه و هرکاری میکنند واستون لازمه. الان طرف میاد به شکل حماسی و با افتخار افزوده تعریف میکنه که به معلم بی احترامی کرده و باباش هم گفته دمت گرم و چندتا لفظ رکیک هم نثار معلمه کرده! راستش خیلی چیزها از این دست تو جامعمون از بین رفته و برای همین اوضاعمون اینجوریه و همینطور پیش بریم خدا به دادمون برسه!

s
shanay ۱۲ سال پیش
پیام

پیش این سنگدلان قدر دل و سنگ یکی است
قیل و قال زغن و بانگ شباهنگ یکی است
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دل آزارترین شد چه دل آزارترین
نه همین سردی و بیگانگی از حد گذراند
نه همین در غمت اینگونه نشاند
با تو چون دشمن دارد سر جنگ
دل دیوانه تنها دل تنگ
مشیری

s
shanay ۱۳ سال پیش
پیام

پستهای D$D$D عزیز رو خیلی دوست دارم. حافظ زیاد میخونم اون روز یه فال به نیت D$D$D گرفتم تم نوشته هاش رو داشت. براش میذارم اینجا و بهش میگم که خیلی احساسات قشنگ و رمانتیکی داری و امیدوارم بهترینها برات تو زندگیت پیش بیاد:
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
از دماغ من سرگشته خیال دهنت
به جفای فلک و غصه دوران نرود
در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند
تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود
هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است
برود از دل من وز دل من آن نرود
آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود از دل و از جان نرود
گر رود از پی خوبان دل من معذور است
درد دارد چه کند کز پی درمان نرود
هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان
دل به خوبان ندهد وز پی ایشان نرود