چگونه دست دلم را بگیرم ودر کنار
دلتنگیهایم قدم بزن�
در این خیابان
که پر از چراغ و چشمک ماشینهاست
…نه آقایان:
مسیر من با شما یکی نیست
از سرعت خود نکاهید
من آداب دلبری را نمی دانم
@kamand22 · ۸۴ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
چگونه دست دلم را بگیرم ودر کنار
دلتنگیهایم قدم بزن�
در این خیابان
که پر از چراغ و چشمک ماشینهاست
…نه آقایان:
مسیر من با شما یکی نیست
از سرعت خود نکاهید
من آداب دلبری را نمی دانم
رهایم کردی و رهایت نکردم!
گفتم حرف ِ دل یکی ستّ
هفتصدمین پادشاه راهم اگر به خواب ببینی،
کنار ِ کوچه ی بغض و بیداری
منتظرت خواهم ماند!
چشمهایم را بر پوزخند ِ این آن بست�
و چهره ی تو را دیدم!
گوشهایم را بر زخم زبان این آن بست�
و صدای تو را شنیدم!
دلم روشن بود که یک روز،
از زوایای گریه هایم ظهور می کنی!
حالا هم،
از دیدن ِ این دو سه موی سفید آینه تعجب نمی کنم!
قفط کمی نگران می شوم!
می ترسم روزی در آینه،
تنها دو سه موی سیاه منتظرم باشند
و تو از غربت ِ بغض و بوسه برنگشته باشی!
تنها از همین می ترسم
صبح بخیر هستیم♥
صبح بخیر تمام دل بستگیم♥
صبح بخیر امید فردا ♥
صبح بخیر تمام سهم من از دنیا♥
لعنتی..
هنوز داغ ترین خاطره ا�
سیگاری ست که با هم روشن کردی�
ومن تنها خاموشش کردم...
سهم “من” از “تو”
عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست
همان دلتنگی بی پایانی ست
که روزها دیوانه ام می کند !
چرا آدمها نمی دانند!!?
بعضی وقتا "خداحافظ"
یعنی ...نذار بر�
گـــــــــاهی بـــــــــــــه قــــدری دلـــــــــــــمــ...
برایـــــــت تنـــــــگ میشود کــــــه ...
حــــــــــاضرم حــــــــتی بادیگــــــری"ببینمت"
تنهایی !
یعنی ارامش اینکه مجبور نباشی مجبور نباشی هر شب به کسی بگویی " شب بخیر عزیزم
هنوز هم گاهی دلتنگ می شوم نه برای تو...
برای کسی که فکر می کردم تویی...
شما یادتون نمیاد....
ی زمانی دلش برام تنگ میشد....!!
وقتی میام 4jok و میبینم پست هام تو قسمت تنهایی ، 2تا like بیشتر نخورده...
اون موقع است که میفهمم واااااقعا تنهاااام.....
به سلامتی اونایی که واسم like زدن و باهام همدردی کردن...
پست مخصوص یه 2ختر روانی:
نامم را پاک کردی ، یادم را چه می کنی؟!
یادم را پاک کنی ، عشقم را چه می کنی؟!...
اصلا همه را پاک کن ...
هر آنچه از من داری...
از من که چیزی کم نمی شود...
فقط بگو با وجدانت چه می کنی؟!
شاید...؟!
نکند آن را هم پاک کرده ای ؟!!!
نـــــــــــــــــــــــــه!! شدنی نیست...
نمی توانی آنچه رانداشتی پاک کنی!
یکی
برای من
فالی سفارشی بزند
که تویش
خوشبخت شده باش�
آرامش یافته باش�
و به آرزوهای�
رسیده باش�
یکی برای من ه�
از توی آن فال بخواند
که خوشبختی چیست
و آرزویم چه بوده......
بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود
چه بیقرار بودی زودتر بروی
از دلی که روزی
بی اجازه وارد آن شده بودی...
خیلی سخته خواب کسی رو ببینی که دیگه نمی تونی تو واقعیت ببینیش ....
چـه خـوب مـی شد تـو هـمـیـن روزا …
خـدا مـیومـد و بــوسـم مـی کـرد
و بـعـد مـی گـفـت :
ایــن چـنـد وقـت داشتـم بــاهـات شوخـی مـی کــردم …
بـبـیـنـم جـنبـشو داری یــا نــه …
گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کن�
حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم …
اینکه می دونی فردا قراره چه اتفاق هایی برات بیفته ، غمگینه ...
در دنياي مجازي
ادمهايي ديدم واقعي تر از هر واقعي!
و در دنياي واقعي اما
آدمهايي ديد�
كه از آدمهاي مجازي هم مجازي تر بودند!
به هم نمی رسی�
امّا
بهترین غریبه ات می مان�
که تو را
همیشه دوست خواهد داشت . . .