اعتراف میکنم بچه که بودم میخواستم اَدای گنج پیدا کردن را
دربیارم،خودم میرفتم یه چیز برمیداشتم و یه تیکه از زمینو میکندم
و زیر خاک دفنش میکردم بعد فرداش میرفتم همونجا از زیر خاک
در میاوردمش!!!
@سمانه · ۷۶ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
اعتراف میکنم بچه که بودم میخواستم اَدای گنج پیدا کردن را
دربیارم،خودم میرفتم یه چیز برمیداشتم و یه تیکه از زمینو میکندم
و زیر خاک دفنش میکردم بعد فرداش میرفتم همونجا از زیر خاک
در میاوردمش!!!
باور کنین راست میگ�
اعتراف میکنم بچه که بودم فکر میکردم هر کسی که چشماش آبی رنگه،
همه جا رو آبی رنگ می بینه!!!!
امام حسین (علیه السلام):
هیچ کاری را نپذیر ، مگر آنکه خودت را شایسته آن بدانی.
ایرانیها رسم دارند برای اینکه لباس مشکی را از تن عزاداری در بیاورند، برایش لباس رنگ روشنی هدیه میدهند.
خدایا عزاداری های ما در ایام محرم را قبول کن و به امام مهدی لباس فرج و به ما لباس تقوا عطا کن.
آمین یا رب العالمین...
تونل ها به ما میگویند که " همیشه راهی هست" حتی در دل سنگ...
اعتراف میکنم بچه مدرسه ای که بودم فکر میکردم وقتی وضو میگیریم باید خیس خیس نمازبخونیم واگه وضو خشک بشه باطل میشه!!!!
بچه که بودم مامانم یه روز به من گفت: دختر ،نعمته. پسر، رحمته.
منم درجا گفتم پس بخاطر همینه که میگن خدا رحمتش کنه؟؟!!!!
دختر((((((
پسر))))))
قبرستان(((()))))
خالم عقیده داره پسرا تا به سن تکلیف نرسن نمیدونن ازدواج چیه.بخاطر همین تعریف میکرد،پسرش قبل از اینکه به سن تکلیف برسه فکر میکرد مادر دخترا رو به دنیا میاره و پدر پسرا رو به دنیا میاره!!!!!
دخترا 0-0
پسرا @-@
شیر خوارگاه آمنه (-) (-)
بیمارستان 0000
به کفش پاشنه بلند دخترا قسم راست میگم:
یه روز وانت میوه فروش تو کوچمون داد میزد آنانااااس....آناناااااس...
بابامم آناناس دوست داره رفت بخره. تا دست گذاشت رومیوه،فروشنده گفت اینا خربزه ان. بابامم خربزه خرید و اومد خونه گفت بیاین خربزه خریدم.مامانم تا میوه را دید گفت اینا که طالبین. طالبی خریدی!!!!!
(فکرکنم طالبی هم توی معدمون به خیار تبدیل میشه)
قیافه کل اعضای خانواده O_0
شما هم دوست دارین برگای پاییزی را زیر پاهاتون خورد کنین یا من فقط اینجوریم؟
ای حسینی که شهادت شد گدای در تو
کِی شود باز بگردیم به دور سر تو
گر خداوند ببخشد همه ی عالم را
نشود قیمت یک موی علی اکبر تو
یا مهدی!
دست من گیر که این دست همان دستی است که بارها در غم هجران تو بر سر زده ام...