b

banafsheh

@active12 · ۱۳۴ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۳ رأی)

a
active ۱۲ سال پیش
جوک

چن روز بود همش تو نت بودم...مامانم اومده بهم میگه تو ک اصلا حرف نمیزنی حداقل زیر لب حروف الفبا و بابا آب داد و این چیزا رو زمزمه کن حرف زدن یادت نره اگ حرف زدن یادت بره باز باید واس زبون باز کردنت مهمونی بگیریم :|
من o_O
بسته های آموزشی بالابالا ^_^
مامانم :))

a
active ۱۲ سال پیش
پیام

دیروز ی روحانی تو تلویزیون حرف خیلی قشنگی زد:
گفت دیدین بعضی موقعا جواب همرو داریم بجز خدا؟؟؟
ینی وقتی ی کار خلاف کردی فوقش همرو پیچوندی....هیچکسم نفهمید....خدا رو چی کارش میکنی؟؟؟جواب اونو چی میدی؟؟؟
تو اون لحظه خیلی خجالت کشیدم:(((((((

a
active ۱۲ سال پیش
جوک

تا حالا دقت کردین هر مریضی که بگیرین با خوابیدن آروم میشین و حالتون بهتره میشه....
به جز این سرما خوردگی کصافطط که خوابیدنشم عذابه....یا دماغت کیپه نمیتونی نفس بکشی...یا از چشات آب میاد...
یا گلوت میسوزه....
لایک=تو روحت سرماخوردگی کصافط!!!!

a
active ۱۲ سال پیش
جوک

می خوام با یه گونه خاص جانوری آشناتون کنم که در دوران تحصیلمون هممون باهاشون روبرو شدیم...
محدوده ی زندگی این گروه کنار بوفه ی مدرسه بود....که اغلب درحد مرگ گرسنه بودند و از راه گدایی کردن از کسایی که بوفه خرید میکردند تغذیه میکردند...
این گروه اغلب صحنه های جالبی را در مدرسه بوجود می آوردند....به این صورت که یکی یه خوراکی دستش بود و هفت هشت نفر دنبالش میکردن و آخر یه گوشه محاصرش میکردن و .....
دانشمندان درمورد این گونه ی خاص هنوز به نتیجه ای نرسیدن و بهتره که شما با آنها مدارا کنید در غیر اینصورت خودتونم خورده میشوید!!!!

a
active ۱۲ سال پیش
جوک

میخوام یه روز عادی رو که به مامانم گفتم ساعت هفت بیدارم کن رو براتون تعریف کنم...
-ساعت6:00- مامانم: پاشوووووو ساعت شیشه...
-ساعت6:05-مامانم: پاشوووووو ساعت شیش و نیییییییمههههه.....
ساعت6:10-مامانم:پاشووووو ساعت یه رب به هفته......من دیگه صدات نمیزنما!!!!
-ساعت6:15-مامانم: ساعت هفت شددددد.....اصا نمیخواد یری....همه جا تعطیل شد .....ظهره دیگههه!!!!
درین حالت من یه لبخند میزنم و دوباره تخت میخوابم.....
-ساعت6:20- صدای نعره زدن بابام میاد که میگه: پااااااشیییییینننننن من نونی بربری خریییییدم!!!!
بعدشم بابام صدای رادیو رو تا ته زیاد میکنه و خودشم با آهنگ رادیو میزنه زیر آواز....بعدشم صدای بشکن کلفتی میاد!!!!
خیلی عصبانی از خواب پا شدم که برم غر غر کنم....رفتم تو آشپزخونه دیدم:
بابام با عرق گیر و شلوار کردی یه نون بربری دستشه و داره آواز میخونه!!!
داداشمم درحالی که صورتشو نشسته وچشاش پف کرده داره قر میده و بشکن میزنه!!!!
مامانمم داره غش غش میخنده :|:|:|
ینی با آهنگ رادیو داشتن خودکشی میکردن...فک و فامیله داریم؟؟؟

a
active ۱۲ سال پیش
جوک

گفتم برا یکی از دوستان مرام بذارم واسش اس ام اس رفاقتی بفرستم...
بهش اس دادم:
تف کن غرق شیم رفیق...
جواب داد:
تف چیه رفییییییقق شما اشاره کن ما واست بالا میاریم :|:|:|
اصا انقد رفاقتمون پاکه اشک تو چشام جمع میشه....
خدایا این رفیقا رو ازما نگیر....

a
active ۱۲ سال پیش
جوک

تو نونوایی نونوا به چن تا پسر گفت وانستید نون بهتون نمیرسه...
پسرا یهو گرفتن کف نونوایی نشستن...نونوا عصبانی گفت مگه نگفتم وانستید نون نمیرسه؟؟؟
یکی از پسرا گفت ما که وانستادیم ما نشستیم!!!!
همن زدن زیر خنده....نونواهه از پسرا خوشش اومد یه عالمه نون داد بهشون رفتن..ینی زبون این وقتا بدرد آدم میخوره ها!!

a
active ۱۲ سال پیش
جوک

کیا یادشونه ه اون زمان که شب های برره رو نشون میداد چه جوی جامعه رو گرفته بود....
یه سری که کلن برره ای حرف میزدن....
پول برره ایم مد شده بود میفروختن ماهم عین اوسکولا میخریدیم و باهاش پز میدادیم...
تو مدرسه هم دعوای برره ای مد بود...اونم اینطوری بود که یکی میفتاد زمین بعدش ده نفر روش میفتادن و میزدنش...

a
active ۱۲ سال پیش
جوک

اون موقع ها که پلی استیشن و این چیزا نبود....یکی از سرگرمی های سالم داداشم این بود که منو مث چی کتک میزد...
بعدشم منو مجبور میکرد باهاش فوتبال بازی کنم...منم تو دروازه وامیستادم و گریه میکردم اونم هی بهم گل میزد و میخندید و خودشو تشویق میکرد....:|
ینی ریگی رو گذاشته بود جیب چپش!!!

a
active ۱۲ سال پیش
جوک

وقتی منو داداشم کوچیک بودیم یبار رفتیم عروسی......
وسطای عروسی یه پسره که خیلی جو گیر شده بود یهو پرید وسط شروع کرد تکنو رقصیدن....
داداشم یهو داد زد:
مامان این آقاهه چرا داره کاراته بازی میکنه؟؟؟میخواد ما رو کتک بزنه!!!
بوروسلی خدا بیامرز^_^
خردادیانo_O
عروس;-)
بیچاره مامانم....دوتا اسکل بزرگ کرد....!

a
active ۱۲ سال پیش
پیام

آگه بخوایم با خودمون صادق باشیم...
بیشتر لحظات عمرمون رو صرف شمردن نداشته هامون کردیم و همش شکایت و ناشکری کردیم....
طوری که الان لیست تک تک چیزایی که نداریم تو ذهنمونه....
بیا چن لحظه اینا رو بریز دور و هرچن وقت یکبار از ته ته قلبت بگو:
...............خدایا به خاطر تک تک داده هات شکر.........
همین......اونقدرام سخت نبود....نه؟؟؟؟

a
active ۱۲ سال پیش
جوک

طرف اومده تو سایت دانشگاه اسم و مشخصات و رشتشو نوشته... بعدشم نوشته امروز صب من خونه نبودم از دانشگاه زنگ زدن الانم هرچی دانشگاه رو میگیرم کسی جواب نمیده....میخواستم ببینم با من کاری داشتین؟؟؟
ینی دراین حد سطح علمی دانشگاه ها بالا رفته :|

a
active ۱۲ سال پیش
پیام

این پست به افتخار داداشای بزرگتر:
سلامتی اون داداشایی که که خودشون درد نداشتن پدر و مادر تو دلشون بود...اما خودشون و حذف کردن و برای خواهر برادرای کوچکشون شدن پدر و مادر...
سلامتی داداشایی که تو یه روز اگه سر به سرت نذاره و تو سر و کله هم نزنین انگار یه چیزی گم کردی...
سلامتی داداشایی که همیشه با یه لقب مسخره تو خونه صدات میکنن اما وقتایی که مشکل داری و اونایی که عزیزم و عشقم صدات میکردن گذاشتن و رفتن...کنارت میمونه و با حرفاش نه تنها دردات و فراموش میکنی بلکه از خنده ریسه میری
سلامتی داداشایی که تو این زمونه هنووووز غیرت دارن و غیرت یادشون نرفته..
سلامتی داداشایی که جزیی از وجودشون شادیه و وقتی خونه نباشن خونه سوت و کوره...

a
active ۱۲ سال پیش
جوک

پروفایل مدیر یه سایتی که چن روز پیش رفتم توش:
سلام؛ امید 9 ساله هستم و این سایتو برای آشنایی
بیشتر شما با تکنولوژی و IT و فناوری اطلاعات آماده
کردم و مطالبو با مطالعات خودم و جمع آوری از اینترنت
براتون آماده کردم و همیشه بروزش میکنم.
ینی کف کرده بودم...
من همسن این بودم پیچیده ترین تکنولوژی که میشناختم کنترل تلویزیون بود که هیشکی دستم نمیداد و من وقتی کسی خونه نبود یواشکی میرفتم باهاش کانال عوض میکردم و مث خر کیف میکردم:|