a
active ۱۲ سال پیش
جوک

میخوام یه روز عادی رو که به مامانم گفتم ساعت هفت بیدارم کن رو براتون تعریف کنم...
-ساعت6:00- مامانم: پاشوووووو ساعت شیشه...
-ساعت6:05-مامانم: پاشوووووو ساعت شیش و نیییییییمههههه.....
ساعت6:10-مامانم:پاشووووو ساعت یه رب به هفته......من دیگه صدات نمیزنما!!!!
-ساعت6:15-مامانم: ساعت هفت شددددد.....اصا نمیخواد یری....همه جا تعطیل شد .....ظهره دیگههه!!!!
درین حالت من یه لبخند میزنم و دوباره تخت میخوابم.....
-ساعت6:20- صدای نعره زدن بابام میاد که میگه: پااااااشیییییینننننن من نونی بربری خریییییدم!!!!
بعدشم بابام صدای رادیو رو تا ته زیاد میکنه و خودشم با آهنگ رادیو میزنه زیر آواز....بعدشم صدای بشکن کلفتی میاد!!!!
خیلی عصبانی از خواب پا شدم که برم غر غر کنم....رفتم تو آشپزخونه دیدم:
بابام با عرق گیر و شلوار کردی یه نون بربری دستشه و داره آواز میخونه!!!
داداشمم درحالی که صورتشو نشسته وچشاش پف کرده داره قر میده و بشکن میزنه!!!!
مامانمم داره غش غش میخنده :|:|:|
ینی با آهنگ رادیو داشتن خودکشی میکردن...فک و فامیله داریم؟؟؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.