خیلی سخته مدت سال رو بنویسم.ولی اون موقع واسه کنکور درس میخوندم.برای یکی از فامیلامون میمردم(بچه بودم دیگه)
من متولد 70هستم.یه مدت با هم بودیم تا من دانشگاه تهران قبول شدم.اونم یکی دیگه رو پیدا کرد و رفت.خیلی وقت بود مریض میشدم.علایمی داشتم خیلی شبیه اسم بود رفتم دکتر ولی اسم نبود...
به پیشنهاد یکی از دکترا قرار شد ازمایش ایدز بدم.خودم قبل از اینکه بین همه بیوفته فهمیدم مبتلا شدم ولی از کجاشو نمیدونستم...
تو این مدت با یکی اشنا شدم بنام سجاد خیلی با هم گرم بودیم. اونم مشکلات خودشو داشت.خیلی با هم خوب قبودیم تا اینکه وقتی برای اولین بار همدیگرو دیدیم و بهش گفتم که من ایدز دارم خیلی رک گفت دوسم نداره!!!
تمام دنیا رو سرم خراب شد....
بد اون همه به نوعی ازم کناره گرفتن.منم موندم تهران خونه گرفتم و با هیچکس حرف نزدم....
دوستون دارم.امیدوارم کافی باشه.
mydream