م
مملی79 ۱۳ سال پیش
پیام

درمدرسه ای پسر باغبانی بود که به خاطر هوش،ذکاوت و احساسی که داشت،استادش به او توجه زیادی می کرد.بقیه شاگردان مدره که اکثرا از خانواده های مرفه و ثروتمند بودند،از این وضعیت چندان راضی نبودند و در سخنان خود گاهی اوقات پسر باغبان را مورد تمسخر قرار می دادند.در کنار مدرسه یک دریاچه زیبا بود که در اطرف دریاچه،ساقه های خیزران و نی های بامبو تا ارتفاع چند متری قد کشیده بودند.روزی در مدرسه بار دیگر صحبت پسر باغبان،آرامش،وقار و متانت او مطرح شد و درباره شاگردان از نظر مساعد استاد نسبت به او اظهار گله مندی کردند.استار تبسمی کرد و خطاب به جمع گفت:تفاوت شما و این پسر در نوع نگاهی است که به زندگی دارید.برای این که این تفاوت ها را همین الان حس کنید،برایم بگویید که نی های بامبوی کنار دریاچه دهکده برای چه آفریده شده ند؟
یکی از شاگردان گفت:این نی ها بی فایده و به در نخورند و باعث شده اند سطح زیبای دریاچه از نظر ها دور شوند و پرنده ها و قورباغه ها در لابه لای آن ها لانه کنند.من اگر می توانستم،تمام این نی ها را می سوزاندم و چشم انداز زیبای دریاچه را در مقابل چشمان اهالی دهکده،مسافران و رهگزران قرار می دادم.بدین ترتیب،زیبایی های طبیعی دهکده باعث جذب جذب جهانگردان بیشتری به دهکده می شد و اینجا رونق اقتصادی بیشتر پیدا می کرد.
شاگرد دیگری گفت:من می دانم این نی های کنار دریاچه برای چه آفریده شده اند.آن ها خلق شده اند تا مردم دهکده از این نی ها برای ساختن سقف منزل،انبار ها و نیز قایق های تفریحی استفاده کنند.از سوی دیگر،خنکا و رطوبت دریاچه را به سوی دهکده می آورند و اب و هوای آن را متعادل می کنند.بنا بر این از لحاظ اقصادی چندان هم بی فایده نیستند.
استاد تبسمی کرد و رو به پسر باغبان کرد و گفت:نظر تو چیست؟پسر باغبان سرش را پایین انداخت و گفت:نی های بامبو در کنار دریاچه،شبانه روز ایستاده اند؛آن ها منتظرند تا نسیمی بیاید و از لابه لی آن ها عبور کند و نی،به نوا می افتند،او به هدف خود از زندگی رسیده است.بعد از آن هر اتفاقی که بیافتد،دیگر برایش مهم نیست.
استاد به سوی شاگردان بازگشت و خطاب به آن ها گفت:همه شما،انسان را به عنوان مرکز دایره هستی در نظر گرفتید و بقیه موجودات عالم را در خمت خود تصور کردید و از پنجره منفعت خود به عالم نگاه کردید،اما این پسر تنها کسی بود که از دید بامبو به این سؤال نگاه کرد...اکنون به من بگویید کدام یک از نظر شما به معرفت کائنات نزدیک تر است؟
کسی که در هر لحظه دوباره متولد نمی شود،در حال احتضار است. باب دیلان

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.