e
erf_1224 ۱۲ سال پیش
پیام

تو تاکسی نشسته بود
راننده مسیرشو عوض کردیکی سوال کرد گفت اون آقا رو یادم رفت برسونم تو دلش گفت چرا خودش هیچی نگفته؟بعد راننده پیچید تو یه خیابون فرعی که جزو مسیرش نبود گفت ببخشید این اقا رو باید برسون�
مسافر باز تو دلش گفت اگه پنج دیقه راه میرفت خسته میشد؟ناراحت بود ولی چیزی نگفت.اون مسافری که به خاطرش مسیراضافه اومده بودن پیاده شد.با ناراحتی نگاهی بهش انداخت ولی در یه لحظه خشمش به تاسف تبدیل شد و اروم شروع کرد به اشک ریختن اون مرد
نابینا بود.
گاهی اوقات بهتره به جای قضاوت بی اساس و بی جا یه نگاه دقیق تر بندازی�

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.