خ
خدایااااااا ۱۳ سال پیش
پیام

یه روزایی به این فکر میکنم و تمام ذهنم مشغولشه که اون چند روز جداییم ، همه جا رو زیرو رو کردم تا ببینمت وقتی نا امید شدم من لب به هیچی نمیزدم تب و لرز امونم نمیداد تا لب مرز مرگ رفتم به لطف بستری شدنو سرم زنده نگه داشتنم فقط با عکست و خاطراتمون روزامو شب کردم شبامو صبح!!!
توهم دنبالم گشتی؟ تو چه حالی داشتی ؟ توهم عین من بودی؟؟؟؟ و خیلی سوال های دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی میترسم ازت بپرسم طاقت شنیدنشونو ندارم چه ت. حالت عین من بوده باشه و چه نه !!!!.....

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.