k
khanumi ۱۳ سال پیش
پیام

مادربزرگ!گم کرده ام در هیاهوی شهر آن نظر بند سبز را که درکودکی بسته بودی به بازوی من
در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق خمره دلم بر ایوان سنگ و سنگ شکست
دستم به دست دوست ماند
پایم به پای راه رفت
من چشم خورده ا�
من چشم خورده ا�
من ذره ذره از دست رفت�
در روز روز زندگانی ا�
حسین پناهی

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.