یکی یروز سرزده میاد به زندگیت.. و میخواد که بهت ثابت کنه که دوستت داره
بدون اطلاع از زندگی شخصیت
بدون اینکه بفهمه تو چه بلاهایی سرت اومده قبلا
بدون اینکه تو رو واقعا" بشناسه...
و تو بخاطر اینکه مزاحم اوقات پاک اون نشی
بخاطر اینکه باعث نشی دختری راهش کج بشه
بخاطر اینکه باعث نشی دختر پا رو حرمت ها بزاره
سعی میکنی که بهش بفهمونی که این راه دوست داشتن نیست..
این راه باعث میشه که اون هر روز بیشتر عادت به گناه کنه..
این باعث میشه که کم کم خانواده براش عادی بشه..
.
تو فقط بخاطر اینکه تنها نباشی دوست داری من باهات باشم وگرنه....
.
.
دختره میره ولی این برچسب هارو برات یادگاری میده
تو پاک نبودی
تو لیاقت نداری
تو بی معرفتی
تو شخصیتت اونی نیس که نشون میدی
تو آدم نیستی
تو خیانتکاری
تو و......
.
و من جوابی ندارم!
همین که پیش خدای تو سربلند باشم کافیست.