m
m ۱۳ سال پیش
پیام

یه غریبه با من تو این خونست که به تو خیلی شباهت داره
پیرهنی که تنشه مال توئه جای تو گوشی رو بر میداره
همون آهنگی رو که دوست داشتی با خودش تو خلوتش میخونه
ولی با من سرده با اینکه همه چیزو راجبم میدونه
این نمیتونه تو باشی مگه نه؟ خالی از تو فقط جسم توئه
هر جا که هستی منو میشنوی بگو این سایه هم اسم توئه
منو میبوسه و بی تفاوته، باورم نمیشه اینه سهم�
دیگه انگار بین ما چیزی نیست وقتی لمسم میکنه میفهم�
اولین بار بهش شک کردم وقتی دیدم که دروغم میگه
وقتی دیدم که به سمتش میرم از نگاش گرم نمیشم دیگه
یه غریبه که صداش مثل توئه ولی حرفاش مثله حرفای تو نیست
وقتی میشینه کنارم انگار دوست دارم بگم نشین جای تو نیست
این نمیتـــــــــــــــــــــــــونه تو باشی ….

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.