از دل نوشته های خودم:
چشمانم رابه تاریکی شب قسم دادم اگرنیایی مانندآن تیرگی سهمشان باشدونیامدی...رگ هایم رابه. برندگی تیغ قسم دادم که اگرنیایی قطعشآن. کنم ورگ هایم لب برلب تیزتیغ نهاد...
حالا مرده ای هستم متحرک که. ازآنسوی ماوراء که قلبم باشد برایت حرف هارا می. نگارم روی بوم خاکستری قلبم...