زوزه ی باد میان شاخ و برگ درختان
صدای قارقار کلاغی بی محل
صدای بوق ناگاه یک ماشین
همه را از فکر کردن باز میدارد
اما من چه؟!
ایا چیزی هست که مرا از فکر کردن به تو باز دارد؟
ایا صدایی هست که لحظه ای مرا از فکر کردن به تو منحرف کند؟
منی که حتی با قهقهه های خودت از فکر کردن به تو باز نمی ایستم
انقدر به تو فکر میکنم من که انگار
فکر کردن به تو را به خودت هم ترجیح میدهم!
تا جایی که دیگر حتی وجود خودت هم نمیتواند مرا از فکر کردن به خودت باز دارد...