ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

*از شما چه پنهون*
امروز صبح(3شنبه)پیش روانپزشکم بودم.
انگار اون دکتر گفتار درمان کاملا از برگشتن قدرت حرف زدنم ناامید شده و ناامیدیشو به این روانپزشکم هم انتقال داده.
قبل از هر حرفی به روسری و مانتوی مشکیم که از زیر چادر هم به چشم میومد اشاره کردو گفت:
"هنوز که این تنته!مگه جلسه ی قبل نگفتم باید لباس مشکیتو دربیاری؟؟با دو سال و 3ماه عزا نگه داشتن چیو میخوای ثابت کنی؟؟نا سلامتی تو دختر تحصیل کرده و روشنفکری هستی سحر!با کی لج میکنی؟؟فکر کردی روح اون آرومه با این حال و روزت؟؟...."
من فقط سر به زیر و آروم گوش میدادم به حرفاش.تا آخر جلسه هم چیزی براش ننوشتم.
حق با اونه حق با مامانمه حق با شماس. . . .
اما. . . .
بیخیال
لایک=د بغض نکن دختر!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.