ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

*از شما چه پنهون*
یکی از مهمترین بحثهای زندگیمون این بود که وقتی میریم رستوران کنار هم بشینیم یا روبرو!
اون دوست داشت روبروش باشم ولی من عاشق این بودم که کنارش بشینم!
همیشه علتشو میپرسید ومن هیچوقت از لذتی که یه زن از همشونه بودن با مرد زندگیش میبره باهاش حرف نزدم. . . .
لایک=از لذت همشونه بودن با فرشته ها برای سحر بگو مرد. . . .

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.