ت
تو خوب باش ۱۳ سال پیش
پیام

بازم من تک و تنها ، میون غم ها
روی این صندلی رفتم تو فکر فردا
تو رو به رومی ، یه قصه ی تازه
نگاه می کنی و به خودت می گی می بازه
.
.
.
نمی خوام بگذره عمری ، خسته شی واسه فریب�
یقتو نمی گیره هیچ کس آخه من اینجا غریب�
بزن و برو عزیزم مثله هر کس که زد و برد
طفلی این دل که همیشه به گناه دیگرون مرد

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.