صدای تیک تیک ساعت و تنهائی
من و قاب عکس تو رو طاقچه ی آرزوها�
چشمای خمارو خیره م به صفحه ی سفیدی که با علامتی چشمک زن منتظر حرفهای دلمِ و یادم میندازه که تو رو تمنٌا دارم و نیستی ولی مگه میشه عشق رو نوشت وقتی پیشت نیست؟ میشه؟پس بنویس دوستت دارم قد تمام هستی که وقتی نیستی نیست