شب شدن چه سودی دارد!
که به دنبالش همیشه غم بود و غم...
چرا که به هر جا نگاه میکنم نگاه توس تو نگاهم تا میام دستت رو بگیرم دور شدی!
چه غمی!!!!!!
بشین از اینکه من به فکر رسیدن به تو..به آغوش گرفتنت و بوسیدنت در حالیکه تو به هیچیک فکر نمیکنی...
اما! من آنقدر در رویا سفر کردم تا دیدنت را به حقیقت یافتم هر چند میدانم به تو رسیدن یک رویای شیرین است و بس...