پ
پرستوی زخمی ! ۱۳ سال پیش
پیام

شب شدن چه سودی دارد!
که به دنبالش همیشه غم بود و غم...
چرا که به هر جا نگاه میکنم نگاه توس تو نگاهم تا میام دستت رو بگیرم دور شدی!
چه غمی!!!!!!
بشین از اینکه من به فکر رسیدن به تو..به آغوش گرفتنت و بوسیدنت در حالیکه تو به هیچیک فکر نمیکنی...
اما! من آنقدر در رویا سفر کردم تا دیدنت را به حقیقت یافتم هر چند میدانم به تو رسیدن یک رویای شیرین است و بس...

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.