"واسه دل دوستم"
اون شبي كه بهش خبر دادن كه عشقش ميخواد ازدواج كنه رو هيچوقت يادم نميره...خودمم حالم خوب نبود...چون با عشقم بدجوري دعوا كرده بودم...
فرداشم امتحان داشتيم...بي حال تو اتاقم نشسته بودم كه دوستم اس داد: ..... داره ازدواج ميكنه...
اولش باورم نشد...گفتم برو بابا!مسخره كرديا!
ولي وقتي قسم خورد باورم شد...خيلي شب سختي بود...اروم كردنش خيلي سخت بود...تمام اون شبو گريه كرد...حتي به فكر خود كشي افتاد...ولي خب تحمل كرد...
لايك:خدا بهش صبر بده...