ت
تو خوب باش ۱۳ سال پیش
پیام

عاشق رنگ شب و رنـگ غروبــ�
عاشق مرگ دقیقه های خوبــ�
با تمــوم اشتیـاقـم آروم آرو�
به در بستـه ی بی کسـی مـی کوبـ�
عاشق شبــای دلمــردگـی هستـ�
عاشق تنهــایی و خستگــی هستـ�
حالا که این زنـدگـی شبیه مرگـه بی امونه
عاشق این زنـدگی هستـ�
خنـده داره دیگـه دلسـوزی به حـال�
خط کشیـدم روی روزای محـــال�
همه ی آینـده ی من واسه ی تو
من فقـط گذشتـه مونــده تو خیـــالم...
تنهـایی سهم منـه خیلــی عـــزیزه
نمــی خوام کسی اونو ازم بگیــره
دیگـه تنهاییمو به دنیــا نمــی د�
نمی زارم دل تنهاییــم بمیــره
تو و اون چشمای روشن به سلامـت
لحظــه ها رو می کُشــم تو قابِ ساعت
عاشق سیاهیـم ، عاشق غربت
خسته ام از تو و این همه خیــانت

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.