M
Mohammad 2hanjare ۱۳ سال پیش
پیام

روزگاری من و دل ساکن کویی بودی�
ساکن کوی بت عربده جویی بودی�
عقل و دین باخته،دیوانه ی رویی بودی�
بسته ی سلسله ی سلسله مویی بودی�
کس در ان سلسله غیر از من و دلبند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود
نرگس غمزه زنش این همه بیمار نداشت
سنبل پر شکنش هیچ گرفتار نداشت
این همه مشتری و گرمی بازار نداشت
یوسفی بود، ولی هیچ خریدار نداشت
اول آن کس که خریدار شدش من بود�
باعث گرمی بازار شدش من بود�
عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او
داد رسوایی من شهرت شهلایی او

م
مریم ح ۵ سال پیش
پیام

میگه کار غلطیه که آدمارو به خاطر ترک معشوق سرزنش کنی�
عشق که دست خود آدم نیست!
گیریم حرف تو راست ! عشق دست خودت نیست!
وفاداری هم دست خودت نیست؟
تعهد هم دست خودت نیست؟
پس فرق آدم با بقیه موجودات چیه؟
عقل آدم چی میشه اگه هر چی از کتابا خوندیم رو راحت قبول کنیم؟

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.