ب
بنده خدا ۱۳ سال پیش
پیام

پدرمان جوراب بافی داشت. چرخ جوراب بافيش يک قطعه داشت که زود خراب می شد و کار می خوابيد. عباس قطعه را باز کرد و يکی از رويش ساخت. مصطفی هم خوشش آمد و يکی ساخت. افتادن به توليد انبوه. يک کارخانه کوچک درست کردند. پدر ديگر به جای جوراب، لوازم يدکی چرخ جوراب بافی می فروخت.
خاطره ای از زندگی شهيد مصطفی چمران

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.