م
مهسا ZLY ۱۳ سال پیش
پیام

((از برخوردها))
اولین دیدار مابود آن شایدآخرین دیدار؟
ما درآن غربت بهم نزدیک تریاران. یادعطرآگین آن افسانه گون لحظه،نورباران باد وگلباران ! گشته دررویش نگاهم محو،مانده در چشمم نگاهش مات.
بازهم اورا توانم دید؟آه!کی دیگر؟هیهات!وخدای من!چه زیبابود وبهت انگیز
وچه والابودزیبائیش،والاوشگفت آور! واندرمنزلگه پرت وحقارت بار،آنچنان زیبائی والا چه نادربود ناباور
__مهدی اخوان ثالث(ماث)__

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.