روز تولدش بود...
از کسی تبریک نمیخواست...فقط یه نفر...خودش گفته بود که اون بره
خودش اینو به عشقش گفته بود...ولی میگفت تنها آرزوش اینه صداشو تو روز تولدش بشنوه...فقط همینو میخواست...
نمیدونم صداشو شنیدی یا...
نمیدونم... ...
وجودی که نیست...صداشم بهتره نباشه..ولی آدم گاهی انقد دلتنگ میشه که دلش راضی میشه به صدای تنهاش...
هرچند این دل نمیدونه اون صدائه دلتنگی رو بیشتر میکنه...
"دلش" انقد اذیتش نکن...