A
Alma ۱۳ سال پیش
پیام

دلـم ميخـواد برگـردم بـه روزي كه كنـارم نـشستـي و گـفتي:
[برام ناز كن كه ناز كردنتو دوس دارم ناز كن كه هرچي ناز كني خريدارم]
بـفـهم مني كه غـرورم بـه پـاي خورشـيد ميـرسيد دل تنگتـم ميخـوامت بفـه�
بفهـم لعنتي آرزومـه جـاي اوني باشم كه دستــش تو دستـته تو فقـط برگــرد
ايدفعـه تو نـاز كن مــن ميخــرم

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.