ســلام بـه هـمـگی ِ ،نـمیدونــم حـرفـمو بـا چی شـروع کــنم و بـا چـی تـموم؟
اول اینـکه خـانـم صـادقــی واقـعأ خـوشحـال شـدم وقـتی فـهمـیدم حـالتون بـهتر شـده
ایـشاللا هـمیشه کـنار بـچه هـا پـر انرژی و سـلامـت بـه شـاد کـردن هـمدیگـه ادامـه بـدیم^_^
در مـورد قضایای پیش اومده معذرت میخوام،پایین در موردش توضیح داد�
صـحبتی بـا بـروبـچس ِ باحال(:
فـورجـوک شـایـد بـرای شـما یـه جـایی بـرای پر کـردن تـنهـایـیاتون بـاشه،شـایدم برای خـوندن اس ام اس بیـاید،یـا شـایـدم چـیزی غـیر از این
ولـی بـرای مـن فـورجـوک جـاییه کـه مـسیر زنـدگیــم عـوض شـد و تـونسـتم خـودمـو پـیدا کـنم،شـایـد یـکم قـدیمـی تراش در جــریان بـاشن
واســه هــمـین نـه از خـودش نه از بـچه هـاش بـه ایـن راحــتیـا نـمیتونـم دل بـکنم،و نـخواهـم کـند!!!
خـیلی رو حـرفـایی کـه میزنید حساسم(از اون حساس خوبا،به قوله داوش امیر^_^)وقتی مـیدیدم کسـی از دسـتم ناراحـت شده واقـعأ فـکرم مـشغول مـیشد و خـودمـو سـرزنش مـیکردم ! بـخـاطـر حـرفـای اخـیر در مـورد پـستای حـجاب خیلی بیشـتر ناراحـت شـدم چـون حـس کردم مـن نـبایـد این کـارُ شروع مـیکردم و کار درستی نبود!
کـل حـرف مـن ُ ایـن یـک جـملـه مـیزنه:
"مــا شـهـید نــدادیــم کـه گــوشــت و مــرغ ارزان بــشود ، مـا شـهید دادیم تـا بـی حیـایی ارزان نشـود!!!"
هـر آدمــی حـق انـتخاب داره،ولی اگـه بـدون شـناخـت از گـزینـه هـای انـتخابش دست به انـتخاب بزنـه،مـمکـنه راهـه اشـتباهُ پـیش بـگیره.
مـهم اون چـیزی نـیست کـه توی ذهـنش به عـنوان مـقصد و هـدف در نـظر گـرفـته بـوده،مـهم اون جـایی کـه توی واقـعیت بـهش مـیرسـه!
خـیلیـا هـسـتن تـا ی چیـزی مـیشه مـیگـن مـا آزادی نـداریم!(حرفِ سیاسی نمیزنما،در حد این بـحثـا نیستم)ازش مـیپرسی آزادی یـعنی چی؟مـیگـه:آزادی یـعنی هـر لباسی که "دلـم" مـیخواد بـپوشم ،هـر جایی کـه "دلم" مـیخواد بـرم،هـر کـاری کـه "دلـم" مـیخواد بـکنم و و و،خـُب بـاید گـفت:ایـن آزادی نـیست!تـو اسـیر ِ "دلـت" شـدی خـودتـم خـبر نـداری!!!
مـطمـئن بـاشـید اگـه مـا آدمـا ظـرفـیت ِ آزادی ُ داشـتیـم هـیچوقـت خـدا بـرامـون مـحدودیـت قـرار نـمیداد!!!
ایـن روزا تـوی سـرتاسـر دنــیا دارن بـه شـگفـتی هـای دسـتورات قـرآن پـی مـیبرن،اونـوقـت مـا خودمــون داریــم تـوی هـمه چـیزمـون از فـرهـنگ هـای دیـگه تقـلید مـیکنیم،تـوی دلـمونـم مـیگیم این حـرفـا مـاله هـزار سال پـیشه الان دیگه همه چی عوض شده،خـلاصـه مـرغـه همسایه غازه،اونـا بهـتر از مـا مـیفهمـن!!!
فـقط پـیگیر ظاهرمون هستیم و خبر نداریم اعتـماد به نفس هیچ کاری انجام نمیده،اون اعتماد به خـداست که طـعم ِ دلـگرمی و موفـقیت رو بـهمون مـیچشونه.
بـخاطر بحثای پیش اومـده یـک دنیا معذرت میخوام،چون واقــعأ خودم رو مقصر میدونم ، امـیدوارم من ُ بـبخشید بخاطر اتفـاق هایی که افـتاد،بـازم مـعذرت،مـن نه سـنم نه فـکرم در حدی نبود که بخوام چیزیُ به شما یاد بـدم،برعـکس همیشه از حرفاتون نهایت استفاده رو بردم!!!
خـلاصه شـرمـنده م دیگـه، چجوری بگم؟
در ضمـن اینم بگم!
توی سـایت هـیچوقت نـخواستم خودمـو جوری که دوس دارم نشون بدم،همونی هستم که دیدید،نع کلاس الکی گذاشتم،نع قیاف گرفتم،هیچی،اتفاقأ روزی که عباسو دیدم خودش میگفت:سعی میکنم توی پستام حتی شده خودم رو پایین بیارم تا خنده ی مطلب بره بالا^_^ (معرفتش تو حلقتون^_^)
منم دوس داشتم مطالب عاشقانه م همیشه خوب باشه،ولی وقتی چن نـفر گفـتن با خـاطرات عاشقانه ت اشک ریختیم،واقعأ ناراحت شدم،چون هدفه من چیزه دیگه بود،برای همین بـعد از اون دور "خاطرات عاشقانه لابستر" یه خط ِ پرسپولیسی کشیدم،فک نکنید خاطره هام تموم شدا^_* یه عاشق خوب میدونه هر لحظه با معشوقه سپری شدن خاطره ست،حتی معمولی ترین اتفاقا یه خاطره ی قشنگ میشن،ولی ازین پس عاشقانه هام واقعأ عاشقانه (بدون غم) خواهند بود((ادبـیاتم جف پا تو حلقتون^_^))
اون دوستانی که دنباله مطلب عاشقانه میگردن بفرستن به مخاطبین ِ طاس^_^ ببقشید منظورم خاص بود،میتونن بفرستن،برای فرستادن پول ُ واریز کنید به شماره حساب ِ !i!i!i!i!i!i!i!i!i تا مطلب به دل ِ مخاطب طاس بشینه،اگه پول ندی رابطتون خراب میشه ها گفته باشم )))) شوخی کردم،کپی آزاده خوشحالم میشم تازه ^_* چون خودمم گهگـاه کپی میکنم^_^
خـب همـین دیـگه...راستی امتحانامونم خیلی وقته تموم شده دله همتون بسوزه،اونم از نوعه فندک اتمی ^_^
دارم مرور میکنم برای کنکور ،محتاج دعاهاتون هستم،ببخشید که خیلی طولانی شد،خودتون در جریانید تو خونه با قرص خواب آور ساکتم میکنن^_^
با شما بینندگان خدافظی میکن�
+ادامه حرفام با کیان کچلووو ه ^_* کیان چطوری یا نع؟خوشی مارو نمیبینی؟هوای پاتوق خفه س پ؟؟؟تــنفس مـصنوعی میخـوای؟؟؟خخخ
شرمنده که اینجوری شد:(((( همــین،درد سرامون تمومی نداره برات...
شرمنده........