از هدیــــه به دووووست عزیزم منو اووووون:
سلام.با ایـــن پست میخوام یکـــی از تجربه هاییـــو ک برای خانوادم پیش اووومد بگـــم.پسر عموووم به اسم نیمـــا متولد سال 64ه ک از طریق 1دوووست مشتـــرک با دختری ک 11 سال از خووودش بزرگتـــر بووود دوووســـت میشـــه.همه باهاش مخالفت کردن از عموم و زنعموم گرفته تا خاله هاش,بابام,دوستای خانوادیگیمـــون.کســــی اصلا راضـــی نبود.این دختـــر با وجود 11سال تفاوت سنـــی با نیما خب خیلـــی هم شکستـــه شده بووود.الان نیما 28سالشـــه و خانووومش نزدیک 40سال. این دختـــر خیلـــی سیاست مــدار و زرنگـــه و با این سنش از هیچ کدووم از حقاش چشم پوشـــی نکرد.وقتـــی عمووم گفتـــه بود مهریه رو میذاریم عندالستطاعـــه(هر وقت مرد توانایی مالی داشت) این دختر دادو بیداد کرده ک نه مهریـــه عندالمطالبه اس.یعنــــی رسما اومده بود دنبال خالــــی کردن جیب پســـــر عمووم.وقتــــی دید با وجـــود مخالفتهـــا پسرعمووم بازم پاشو کرده تو یه کفش ازین وضعیــت سواستفـــاده کرد و شروع کرد ب بی احترامــــی ب بزرگترا مثل عموم,زنعمــــوم و عمـــه هامووون.توهیناش از هموووون شب عروووســــی شروع شد.دوست عزیز خوووب حواستــــو جمع کن,از لحاظ حســـی هم اصلا به دل نمیشینــــه ک مرد ب جای اینکــــه خودش تکیه گاه خونـــه باشه,بره زیـــر سایه زنش و به اوون تکیـــه کنه.بعد از چند وقت سردی و بعد طلاق عاطفــــی پیش میاد.بعد یه مدت وقتی زن خودشو با دوستاش مقایسه کنه ازین حالت حس نفرت پیدا میکنه.در بعضـــی مواقع هم بوده دخترای سن بالا با پسرای سن پاییـــن ازدواج میکنن و بعد از عقد مهریـــه رو اجرا میذارن.سوالی داشتی بپرس.فقط سنت رو هم بگو تا بدووونیم.
خب من برم سر درسم ک این هفته 5تا امتحان دارم.
هدیه: خانوووووم صادقی؟؟؟؟؟
خانوووم صادقی: بله!!!چی میخوای بگــــی؟
هدیه:اوووووم,چیزه....قربووون اووون سووووی چشات بشم,ببخش ک پستم خیلــــی طولانی بووود.خیلی خانووومی.علـــــــــی یارت.