سلام به همگی
آرامیس...عزیزمی ....فدات بشم دیروز بعد اینکه رفتم حضورمو تایید کردن رفتم گنج نامه جات خالی تاآخرشب اونجا بودم بعدش رفتم ساعی قلیون دوسیب آلبالو کشیدم جات خالی
مسیحا...عجب خاطره ی باحالی ولی محاله دیگه روز تولدم جشن بگیرم سالاری به مولا
اول شخص غایب...سحرجونم حال منم دست کمی از حال تو نداره فدات بشم آبجی خودم با پدرت سازش کن اگر چه ما کسی نیستیم که بتونه نصیحت کنه دوستت دار�
taranooom//زهراجونم وروجک چند بار برات نوشتم احتمالا نخوندیشون
به حرف بزرگترات گوش بده اونا بدتو نمیخوان معتاد بودن پدرش به اون مربوط نمیشه ولی هر کسی برا خودش دلیلی داره من نمیتونم جای پدر و مادرت برات تصمیم بگیرم توکل کن به خدا هرچی اون بخواد همون میشه صبر داشته باش اگه پسره واقعا بخوادت پاشنه درتونو از جاش در میاره نگو میترسه که مرد نباید به غیر خدا از چیزی بترسه وروجک من توام زیاد غصه نخور درستو بخون هرچی خدابخواد همون میشه فقط صبر داشته باش.....بلا من نفهمیدم تومیخوای با سایلار عروسی کنی یا علیرضا //////به سایلار کوچولو بگو داداشم منو به هر کسی نمیده اون معلوم نیست اصلا کیو میخواد به هرکسی پیشنهاد ازدواج میده
من تورو به هرکسی قرار نیست بدم یکی یه دونه
واسه چی حال سحرو بگیرم؟من قرارنیست عاشق بشم 1بار شدم واسه هفت نسل بعدیم بسه
درساتم بخونپ
یا علی.....
هیلدا جونم دلم خیلی برات تنگ شده بود همین که گه گاهی سر میزنی آدم روحیه میگیره
لابستر.....زبونم لال رفتی بوکس زدنت ناکارت کردن دیگه به ما روت نمیشه سر بزنی؟
با رغیبم شب و روزش به خوشی میگذره
یاعلی............