ا
اول شخص غایب ۱۳ سال پیش
پیام

*دیلوگهای اول شخص غایب با خدا*
من:خدا تو کم مخاطب خاص داری؟؟
خدا:نه.به تعداد همه ی موجودات روی زمین مخاطب خاص دارم.
من:د خب پس چرا دست گذاشتی رو مخاطب خاص من؟؟من فقط همونو داشتم.
خدا:سحرم؟عزیزم؟قربون بغض دو سالت برم.2 سال و 2ماه گذشت چرا آروم نمیگیری؟ :(
من:باید بهم بگی چرا خودتو با من طرف کردی چرا رقیبم شدی چرا ازم گرفتیش.همین ا ل ا ن
خدا:خیله خب آروم باش.قرصهاتو خوردی؟
من:(با فریاد)جواب منو بده.
خدا:اون از اول هم قرار بود همینقدر رو زمین مهمون باشه.
من:اگه میخواستی ببریش اصلا چرا بهم دادیش؟؟؟چرا گذاشتی انقدر عاشقش بشم؟؟ها؟؟
خدا:اگه بهت نمیدادم توهم الان مثل بقیه دوستهات تو این سایت داشتی ازم گلایه میکردی که چرا بهش نرسیدی.شما آدمها عادت دارید رو خواسته هاتون پافشاری کنید حتی اگه به صلاحتون نباشه.شما آدمها عادت دارید به ناشکری.
من:.... :(((
لایک=حق با خداس سحر!
مشکل از ماست!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.