نامه ای ب آقام امام حسین (ع)
سلام آقاااااااااااااا....سلام آقا جان
هرچقدر ناز بکنی خریدار داری آقا،من چطور نازتو بکشم اربابم؟؟؟؟
اگه گنهکارم.. نمیخوای قبولم کنی.. ردم نکن اربابم.. قربون لبای تشنه ات..
یه نگاه آقا به حق همین اشکام آقا......
من می دونم دیدن و رسیدن چه طعم خوبی داره و چه آرامشی داره صحن وضریح
باصفات ! میگن یه تیکه از بهشته منم میخوام بهشتتو لمس کنم وشمیم بوی سیب رو از گودی قتلگاه با تمام وجود حس کنم و ضریح آقام "اباالفضل(ع)" رو تو آغوشم بگیرم آقا به کی بگم دردمو آقا؟؟ به عباست بگم یا به زینبت؟؟
اربابم خیلی دوست دارم بیام حرمت اما اونقدر آقا رو سیاه شدم که لیاقتشو ازم گرفتی آدم شدن و در کوی تو شدن واسه من راه دور و درازیه آقا بخدا خیلی وقته که دلم شده یه شش گوش و تو قاب چشمام عکس گنبد طلای رو دیوارمنعکس شده
اگه میگم بیام میخوام بیام شاید زیر قبه ات وجودتو درک کنم آقا
یه دست رو ضریح قشنگ ونورانیت بکشم بعد دستمو بذارم
رو قلبم که هر تپشی که میزنه بگه مولاااااا.. من بگم "حسین..." جااااانم حسییییین
همونجالیاقت نوکری و کنیزی خواهرتو پیدا کنم اربابممم..
آرزوم باشه قبرم وسط "بین الحرمین "وذکر لبهام وقت مرگم "صلی الله علی الحسین"
آقا هروقت که میگم "السلام علی الحسین" یه حسی تو دلم میگه کربلا میشه قسمتم،
انتهای خواهش من اینه که٬ آقا بمیرم تو محرمت٬ آقا دورم اما اگه از همین راه دور�
یه نگاه بهم بکنی و هوامو داشته باشی برام کافیه..
یا حسین (ع)
ایشالا برید کربلا..