سلام به همه و خسته نباشید به مسئولان باحاله سایت....
.
kiana 7773:سلام خواهرگلم...خوبی روبراهی؟؟؟اگه روبراه نیستی حتما برو پیش یه دکتر نکنه خدایی نکرده مریض شده باشی(خخخخخ)....
نه طبیعیه ماکه با هم این حرفارو نداریم...من از کلاس اول راهنمایی اومدم مشهد برم مدرسه نمونه دولتی(آخه مزدآوند اون موقع نمونه دولتی نداشت).البته خونه مادربزرگمم ولی ایشون بیشتر وقتا که چه عرض کنم کلا خودشون رفتن مزدآوند خونشون در اختیار منه .الآن سه ماهه ندیدمش.البته وقتی هم که بود فرقی برام نداشت آخه دوس ندارم اذیتش کنم واسه همین بیشتر کارامو خودم میکنم...الآن دیگه خیلی به ندرت دلتنگ میشم فقط بعضی وقتا احساس میکنم خیلی تنهام...ولی تا میبینم دارم یه چیزایی احساس میکنم از خونه میزنم بیرون یا میام اینجا....
....خوش باشید
________________
El Jefecito :سلام شیر مرد ایران بهترین یاران افتخار دروازبانان....
دمت گرم داداش.یه چی بگم بابا به منم میگن رفیق هنوز اسم رفیقمو نمیدونم....!!!
یه چیز دیگه بگم؟راستش من هر وقت به تو فکر میکنم نمیدونم چرا قیافه پینتو(pinto) میاد تو ذهنم...!!!اصن تا میگن دروازبان یاد پینتو میفتم....چاکرتم هستم مطمئن باش دست تکون میدم(خخخخخ)....پس شمام استقلالی هستی دیگه تمومه اصلن استقلال ازاین به بعد چپ وراست جام میبره....راستی یه چیزی شما هنوز مجردی؟؟؟
یه چیز دیگه فعلا موفقیت برای من یعنی پیروزی در کنکور...!!!تو که کارت درسته واس ما دعا کن داشم....
______________
مرضيه (دلشكسته) :سلام خواهر جونم خوبی....بابا بی خیال ما همینجوری دخلمون اومده وای به روزی که بخوایم به شما هم قول 20 رو بدیم آخه به *azi*قول یه رتبه چخچخی رو دادم...باور کن دیشب 3 ساعت خوابیدم...
خیلی ازت عذر میخوام ولی برا کیانا (اون بالا) نوشتم قضیه جدایی چیه....
______________
naziiii khate akhar :سلام خوبی شما روبراهی همه چی آرومه؟اگه نیست یه جوری اوضاع رو مدیریت کن که همه چی آروم شه...ممنون که دلت برام کباب شد(خخخخخ)....از شمام عذر میخوام ولی برای کیانا(اون بالا) نوشتم قضیه چیه....راستی اگه بدخواه مدخواه داشتی یا کسی بهت اینجورینگاه کردO-o فقط کافیه یه ندا بدی تا بیام طرفو منهدمش کنم....
_______________
محزون:سلام خوبی جدی میگی دست پختت خوبه؟؟؟؟منم یه تخم مرغایی اب پز میکنم که نگو یه نمونش همین دیشب:
ساعت 9 بود بچه ها سفره رو انداختن قرار شد من برم خیار شور بگیرم.تخم مرغارو هم گذاشتم رو آتیش.بقیه هم رفتن غذاهاشونو گرم کنن...عاغا مگه خیار شور گیر میومد...تاخریدم و اومدم مدرسه دیدم شروع کردن نامردا... یه قانون گذاشتیم اونم این که هرکی دیرتر غذاشو خورد باید سفره رو جمع کنه و ظرفارو بشوره...خلاصه رفتم تو آبدارخونه مدرسه دیگه کاری نداشتم که تخم مرغا پخته شدن یا نه....آوردم سر سفره تند تند پوستشونو کندم یه عالمه هم دستام سوخت... جات خالی تا از وسط نصفش کردم زردش ریخت رو لباسام....هیچی دیگه همه غذاهاروریختن رو هم تا با هم بخوریم...
(راستی چرا محزون؟؟؟این همه اسم باحال...)
_____________
گل قالی :چاکر زیر پاتم(خخخخ)...شما سرور مایی...خدایی دست پختت خوبه...بابا شما هنرمندی...همه چی تمومی....باشه تلاشمو میکنم زیاد جاتون تنگ نشه...قربانت...
_________________
♥ساکارومیسزسرویزیه♥:دستت درد نکنه...بادمجون بلدی درس کنی...؟؟؟من بلدم....خیلی بادمجون دوس دارم...شمارم خیلی دوس دارم...قربانت...
_______
جی جی وروجک:سلام جدی میگی پستامو دوس داری؟؟؟ ولی من الآن دیگه بیشتر ترجیح میدم تو پاتوق پست بذارم....دمت گرم...
______
هانا :سلام فدا سرت یه موقع غصه نخورییا...ایشالله سال بعد...غمت نباشه خواهر گلم ایشالله سال دیگه میترکونی...
___________
___________
صندلی داغ:
سیناهمشهری:سلام
اگه یه دختره رو ببینی که یَک آرایش غلیظی کرده که نگو چیکار میکنی؟؟؟