قربون چشمهای خستتون برم!
به سحر لطف کنید پستمو تا آخر بخونید و هرچی زودتر جوابمو بدید.
دارم دیوونه میشم!
جمعه روز پدره از هفته ی پیش تا حالا صدنفر از دوست و آشنا احساس مسئولیت کردن بهم میگن روز پدرو بهش تبریک بگم.نمیییتونم به خدا نمیتونم.کم بلایی سر منو مادرم نیاورده.هیچوقت هم ابراز پشیمونی نکرد هیچوقت.با وجود همچین اشتباه بزرگی که کرده بود فقط به جرم اینکه از احساس زنانم استفاده کردم وفهمیدم منو از ارث محرومم کرد فدای سر مامانم.حتی پیغام میفرسته فامیلیمو عوض کنم بازم مهم نیست.ولی تبریک روز پدر؟؟؟؟این چه عدالتیه که بازم از من توقع تبریک گفتن دارن؟؟؟
بچه ها خودتون میدونید چقدر قبولتون دارم به خدا اگه یک نفرتون اینجا بگه بهش تبریک بگو این کارو میکنم.اما شما و انصافتون میتونم؟؟؟
اون باعث این حال و روزمه.3ماه پیش دیدن اون چیزهایی که نباید میدیدم باعث شد قدرت حرف زدنمو تا الان از دست بدم.وزنم برسه به 48 کیلو و هزارتا بلای دیگه که سر من و مامانم اومد تو این مدت همش تقصیر اون بود.چه پدری؟؟؟چه تبریکی؟؟؟
خدا باید چیکار کنم؟؟؟؟؟؟ هنوزم "و بالوالدین احسانا"؟؟؟؟