ارمین جون این شعر رو خودم سرودم نظربده لطفا:
دوباره میرسی زراه
دوباره غرق بوسه میکنم تورا من در این شب سیاه
آه...آه از این همه بد این همه بدی
ازاین همه بدی که درجهان مثالی نیست
کاش...
کاش ماه نقره بود توحوض کافه های بین راه
می رفت بدئی از این جهان رفته رفته گاه گاه
باز...باز میرسی زراه بایه کوله بار ازغ�
باران میچکد ازآسمان قطره قطره نم ن�
می زند روی گل نقشی از شبن�
وای...وای از این چشمک ستاره ها
می ربایند دلی این ستاره ها
کاش...
کاش میزدم روی بوم نقشی از لحظه ی رقص پروانه روی شمع
لحظه ی آخر سوختن بال پروانه روی شعله های شمع
دوباره می رسیم ز راه این بار باه�
به زیر سایه های مهربان چتر
خیس از...
خیس ازنم نم گریه ی آسمان
خیس از حاله ی روشن شمع راهمان
دوباره میرسی زراه
دوباره غرق د وستی میکنم تورا
دوباره نم نم
دوباره باعشق
می گریست اسمان به حال زمین
فقط با نوا و دیگرهمین...