سلام به همه مخصوصا خانم صادقی
خانم صادقی خواهش میکنم این بارو نزنین غم غصه منم نمیخوام کسی رو غصه دار کنم داداش بهنامم (تک سوار تاریکی) خواسته براش بگم بخاطر اونم که شده تایید کنید این بارو ممنونتون میش�
............................
تک سوار تاریکی
الهی زهرا قربونت بشه نه بهنامم برای چی بخوام تنهات بزارم مطمئن باش هیچ وقت فراموشت نمیکنم دل ابجیتم مثل توی خیلی زود میشکنه امدی مشهد بگو هم دیگه رو ببینیم!
راستی سایلار ازم خواستگاری کرد بهت گفت؟؟؟؟؟؟بهش گفتم اجازه من دست داداش بهناممه اما قراره شب عروسی یک داماد باشه و 20 عروس قراره 19 هوو سرم بیاره!!!!!!!!!!!!!تو نظرت چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینی که دوستش دارم از فامیلای دورمونه عشقم گرگانی اسمش علیرضاس الان برای کار امده دیگه مشهد!!!!!!!!!!!!
الان 6-7 ساله هم دیگه رو دوست داریم یک بارم امده خواستگاری اما مامانم اینا بدون این که به من چیزی بگن گفتن نه و بعد یک هفته که شنیدم دنیا رو سرم خراب شد اما دیگه فایده ای نداشت اما میدونم اون هنوز بیخیال من نشده!!!!!!!!!!!!!!
دلیل مخالفتشونم اینه که باباش معتاده میگن اینم شاید بعد اونطوری بشه اما اون خودش بهم گفته که از این کار باباش ناراضی و میگن برای تو بهتر از اون زیاد هست.و............!!!!!!!!!
دلیلشون قانع کنندس به نظر تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چکار کنم داداشی؟؟؟؟تو چه حسی داری نسبت به این قضیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوست دارم دادشی جون�
....................................
سایلار
الان مشخص کن چند تا هوو دارم ببینم میتونم باهشون کنار بیام یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟
یاعلی .......
(خانم صادقی خواهش میکنم)