د
دنیا71 ۱۳ سال پیش
پیام

گفتم قفس،ولی چه بگویم ک پیش از این/آگاهی از دورویی مردم مرا نبود/دردا ک این جهان فریبای نقش باز/با جلوه و جلال خود آخر مرا ربود/اکنون منم که خسته ز دام فریب و مکر/بار دگر ب کنج قفس رو نموده ام/بگشای در ک در همه دوران عمر خویش/جز پشت میله های قفس خوش نبوده ام/پای مرا دوباره ب زنجیرها ببند/تا فتنه و فریب ز جایم نیفکند/تا دست آهنین هوسهای رنگ رنگ/بندی دوباره ب پایم نیفکند.

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.