*از شما چه پنهون*
هروقت کار بدی کرده بودم و ازم ناراحت یا عصبانی بود.....
صدام میکرد.با ترس و لرز میرفتم ببینم چه تنبیهی برام در نظر گرفته....
دلخور و محزون نگام میکرد اما هیچی نمیگفت هیچی....
وضو میگرفت دو رکعت نماز میخوند بعد باهام حرف میزد....
لایک=بیچاره دل سحر!
کاش انقدر خوب نبود....