شروع میکنی از اول لیست مخاطبینت،به تمامی دوستای جدید و قدیمت شب آرزو ها رو تبریک میگی برای همه آرزوهاشون آرزو میکنی...ولی میرسی به ی اسم.کسی ک آرزوی خودته.بودنش...دستاش...نفس هاش...شادیاش...خنده هاش وقتی محکم دستات میگرفت و تو آغوشش گم میشدی.حالا دیگه عطر تنش و بوییدنش شده آرزوی تو...بغض میکنی و جای اینکه بهش تبریگ بگی امشب رو عکس اش رو میبوسی و سلامتیش رو آرزو میکنی و بغض ات میترکه و میباری و میباری...