*دیالوگهای اول شخص غایب با خدا*
من:خدایا چی میشد به جا همه ی این چیزایی که ازم گرفتی این دل وامونده رو میگرفتی؟؟
خدا:راجع به قلب مهربونت اینجوری حرف نزن:(
من:اصلا چرا انقد ناراحت میشی به خودم بدو بیراه میگم؟
خدا:یکی به نقاشی خودت توهین کنه ناراحت نمیشی؟؟؟
من:خب باشه ببخشید قرار بود حرفهای منو به دل نگیری.
خدا:عیبی نداره عزیزم من عادت دارم.
لایک=خدا جواب سوالتو پیچوند سحر!